برای سوسن چلچراغ خانه فرهنگِ ما



در زندگی شادمانی‌هایی هست که مثل خنکای رود، روح آدمی را آهسته آهسته از زخم‌های کهنش جدا می‌سازد. در زندگی ما، همه ما، مردان و زنان اندکی هستند که با وجود نازنینشان زندگی را دوست‌تر داریم. شادمانیم از آنکه در زمانه‌ای زیسته‌ایم که فرصت بودن در کنارشان نصیبمان شده است. من، کوچکترین عضو خانواده تئاتر و داستان گیلان، بسان مومنی که در کلیسا زانو بر زمین می‌زند، در لباس نمازگزاری که مومنانه ذکر می‌گوید نام یکی از این شادمانی‌های بزرگ را بر زبان می‌آورم: فرامرز طالبی.
او را به خاطرفروتنی اش سرزنش نمی‌کنم. فروتنی گنجینه‌ای ست که درش را به روی هر ناکسی باز نمی‌کند. فروتنی عنصری ست برآمده از آگاهی، برآمده از دل تاریخ، آمیخته با دریافت درست و بجا از مرگ. فروتنی عجین است با درک درست آدمی از فقدان. فرامرز طالبی بجا فروتن است. سکوت ماست که نابجاست.
ویکی‌پدیا از نویسنده « موسیو یعنی ویلن»، اندک چیزهایی می‌گوید البته ارزشمند. پایگاه تخصصی مجلات نورمگز مملو است از مقالات او، همه طلایی و درگون و مروارید منش. دانشنامه گیلان بی نام او و بی پشتکار شبانه‌روزی او قطعا آرزویی بود در حدِ «مگر می‌شود؟». صادقانه بپرسیم شناختنامه اکبر رادی در همت کداممان بود؟ کداممان حتی به صرافت افتادیم نمایشنامه‌های گریگور یقیکیانِ بزرگ را شناسایی و تحلیل کنیم؟ این همه سال سه شنبه، اینهمه سال برگزاری بی‌چشمداشت و بی‌دریغ سه شنبه‌های خرمالویی داستانِ خانه فرهنگ گیلان در حوصله و جنم کداممان بود؟ نشد؟ یا نبودیم و نتوانستیم؟ به گمانم که نه بودیم و نه توانستیم.
و گمانِ نزدیک به یقین من آن است که فرامرز طالبی نه صرفا برای استادمان اکبر رادی « دوست و انسان » بود بلکه هنوزاهنوز موهبتی ست از جنس دوستی و انسانیت برای فرد فرد ما.
سال‌ها پیش در هیئت نوجوانی پر شر و شور و مشتاق نوشتنِ داستان با او آشنا شدم. از همان برخورد اول شیفته لبخندهای گرم او و حزن عمیقی بودم که پسِ پشت این لبخندها بود. با اینهمه نه می‌دانستم با چه کسی حرف می زنم. نه می فهمیدم که باید سرم را پایین‌تر بگیرم، باید دست بر سینه بگذارم و باید که بیشتر سکوت کنم.
دو سالی به جهت تحصیل به تهران رفت و آمد می کردم. سال دوم، ناگهان تهران به دلایلی، به قول مشفق کاظمی برایم مخوف و غیر قابل درک شد. خوفم را اما آشنایی با بزرگ مردی به نام همایون علی آبادی، درام شناس و منتقد بزرگ تئاتر ما التیام بخشید. حالا من بودم و تهران و شیخ فراموش شده تئاتر ما و خیابان‌های دلگیر چهار راه ولیعصر، تئاتر شهر، میدان فردوسی، پل کریمخان، موزه هنرهای معاصر و... من دست به سینه و سراپا گوش و شیخ ما سرشار از ناگفته‌ها و ناشنیده‌ها. روزهای بسیاری تلمذ این استاد می‌کردم با پای پیاده کیلومترها و کیلومترها راه می رفتیم و باکمان هیچ از خستگی نبود.
بنابراین در رشت نبود در خیابان ولیعصر تهران بود که با فرامرز طالبی چهره به چهره شدم. همایون علی آبادی بود که از خاطراتش با فرامرز طالبی، ارادت بی‌حد رادی به او، خاطره اجرای نمایشنامه صیادان، نقش فرامرز طالبی در برنامه‌های فوق برنامه دانشگاه تهران آنگاه که پری صابری رئیس بود و نقش پر اهمیت فرامرز طالبی در موزه‌ها برایم حرف زد و حرف زد چیزی حدودا دوساعت...احساس می‌کنم آن روز بدون آنکه سالنی گرفته باشیم، بی آنکه ناچار باشیم مسئولی را برای سخنرانی دعوت کنیم، بدون آن که هدیه‌ای خاتم یا کتابی در زرورق به او هدیه داده باشیم بدون آنکه برایش فرش قرمزی پهن کرده باشیم و خنده دار تر بدون آنکه اصلا فرامرز طالبی را دعوت کرده باشیم برایش و به نامش در آسفالت خیابان ولیعصر جشن و پایکوبی دونفره‌ای راه انداختیم. نگوییم در خورش نبود، که بود چرا که همایون علی آبادی از او حرف می زد، استاد بی بدیلی در مدح او می گفت که خود نه تنها در تئاتر که در زمینه تاریخ شفاهی هنر معاصر ما استادی گرانمایه و بی بدیل است.
حالا دیگر اندکی او را شناخته بودم. نمایش کولاژ که اجرا می‌شد با بزرگواری به تماشایش نشست. هنگام ویرایش نمایشنامه‌های من، یار شاگردِ جوان و پرشورش، بهنام رمضانی نژاد بود. در رونمایی‌ها و مراسم نقد کتابهایم مثل پدری دلسوز کناری می‌نشست نگران تا غلط نگویم، تپق نزنم، اشتباه نکنم و البته که هم غلط می‌گفتم و هم تپق می زدم و هم اشتباه می‌کردم آنگاه به سویش رو بر می‌گرداندم که حالا چه کنم؟ فقط لبخند می زد – به آن شیوه ای که در تخصص خود اوست- سری هم گاه تکان می داد که: « هیچ. خوب بود.»
باری در زندگی شادمانی‌ هایی هست که مثل خنکای رود، روح آدمی را آهسته آهسته از زخم های کهنش جدا می سازد! تو یکی از آن شادمانی‌های بزرگی. سایه ات بلند و شب طویل طلوع ات پرستاره باد!
ناتاشا محرم زاده

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 362
بازدیدکنندگان ديروز : 2381
بازدیدکنندگان در هفته : 9834
بازدیدکنندگان در ماه : 40534
بازدیدکنندگان در سال : 455640
کل بازدیدکنندگان : 1889714
کاربران آنلاین : 192