تجّردِ واقعیت (نقدی بر نمایشگاه نقاشی مازیار عمادزاده)

خلق آثار تجسمی به خصوص نقاشی، دیر زمانی است که به نمایش آن در یک گالری پیوند خورده است. عرضه‌ی یک اثر بر روی دیوار گالری، جدای از نیات اقتصادی آن، به معنای به چالش کشیدن مخاطبان جهت باز تولید ذهنی آن و معنا بخشی به اثر می‌باشد که این امر به نوبه‌ی خود بحث نقد اثر را به میان می‌کشد. این نقد می‌تواند در روشنی بخشی به اذهان مخاطبان جهت درک وجوه مختلف کار و یافتن معناهای ضمنی اثر و در نهایت تفسیر آن بسیار مؤثر باشد. حقیقت یک اثر هنری در پرتو نقد صحیح به همراه همدلی مخاطب منکشف خواهد شد. نقد زیر توسط هنرمند گرامی آقای حامد بهروزکار به مناسبت نمایش آثار نقاشی مازیار عمادزاده در گالری خانه‌ی فرهنگ گیلان نوشته شده که با نیات فوق در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد.

تجّردِ واقعیت
مناظری شکسته شده با فرمهایی متقاطع از چشم اندازهای طبیعت و بناهای بومی گیلان با فام‌های خاکستری و بافتی ساده، دغدغه‌ی نمایشگاه اخیر "مازیارعمادزاده" در خانه‌ی فرهنگ گیلان بود.
عمادزاده از دسته نقاشانی است که در هر دوره از آثارش با رویکردی خاص  ذهنیّت و عینّیت خود و بیننده را به چالش می کشد. او از سال 1380 خورشیدی بعداز فارق التحصیلی از دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به کار حرفه ای نقاشی مشغول است.
مازیار عمادزاده در آثار گذشتۀ خود سعی در هماهنگ کردن فیگور با مناظر مجرد شده‌ی شهری داشت. اما در این دوره از آثار او، فیگورعینی انسان(زن) بطور کامل از میان گستره‌ی آثاراش رخت بربسته و جای خود را به نگاره‌هایی از درختان و پرچین‌های متقاطع بومی گیلان سپرده است.
اما در لایه‌های پنهان آثار او می‌توان باز نمود خمش پیکره‌های گذشته را به شکلی غیرعینی که بطور ناخودآگاه در فیگوردرختان وگیاهان، یا در معنای بناهای صورت پذیرفته‌اش رخ نموده‌اند مشاهده کرد.
زن را می‌توان در آثار گذشته‌ی عمادزاده تجسم وجهی از ناخودآگاه انسان دانست. همان پدیده‌ای که "یونگ" آن‌را آنیما می‌نامد. یا حتی شاید نماد همان زن سرمدی که "گوته"  در "فاوست" از او یاد می‌کند که نقشی راهنما و رهبر را به عهده می‌گیرد.
ایستائی ،پیچش و چرخش انسان واره‌ی گیاهان و درختان در آثار اخیر این هنرمند نشانه‌ی آخرین تلاش‌های نموداری  زن است که به پایان کار خود در تصاویر او نزدیک گشته‌اند. واز این به بعد شاید بتوان این تصاویررا به شکلی کاملاً نمادین در خانه‌هایی که او تصویر می‌کند دنبال نمود. چراکه!خانه نماد مرکز جهان است، درون آدمی است و در بسیاری موارد دیگر...
و معنی مهم تر نشانۀ نمادی زنانه است. چرا که تصویر خانه می تواند معانی گوناگونی چون آسایش،مادر،حمایت و سینۀ مادر را در خود نهفته داشته باشد.
حتی سقف خانه از لحاظ روانشناسی به مفهوم ناظری است بر طبقات پائین تر همچون سر انسان که ناظر بر وجدان آدمی است. در یک کلام نشانۀ قلب بیدار آدمی است.
نمادهای تصویری آثار گذشته ی عمادزاده در آثار اخیر او به شکلی سامان یافته‌تر شده‌اند و با ساختاری منسجم تر از گذشته دیده می‌شوند.
اشکال ماندالا گونه‌ی آثار گذشته‌ی او در اینجا تبدیل به اشکالی ملموس‌تر در خلق بناها و خانه‌هایی شده‌اند که در نقاشی‌هایش به چشم می‌خورد.
شاید بتوان گفت؛استفاده از ترکیب بندی های متقاطع  و چلیپاوار هنرمند در این آثاربیانگر نقشی توأمان از محافظه کاری و خلاقیت اوست. یعنی بوجود آوردن چیزی که هنوز وجود ندارد و پدیده‌ای که جدید و یگانه است. البته باید خاطر نشان نمود که این دو فرآیند نقیض هم نیستند.چرا که هرآنچه نظم قدیم را برقرار می‌کند واجد عنصری از آفرینش نوین است.آنچنان که کار جهان هستی نیز از دیدگاهی اسطوره ای حکایت از آفرینش و فنا دارد.
مازیار عمادزاده از دسته نقاشانی است که به پیش آگاهی از قبیل اتود زدن وآزمون وخطا در پدید آوردن تصویر نهایی معتقد است.پدید آمدن نقاشی هایش اغلب از نوعی بی نظمی شروع می شود و رفته رفته با آگاهی هنرمند سامان می‌یابد.
او در این دوره از آثاراش توانسته به تعادلی نسبی مابین حس، تفکر و تکنیک  دست یابد. از این رو پیشرفت تدریجی و منطقی او را در حیطه‌ی بازنمائی چشم اندازهای پیرامونی‌اش می‌توان مشاهده نمود.
او در پنج نمایشگاه انفرادی خود که از اوایل دهۀ 80 خورشیدی تا کنون ادامه داشته پله پله و پیوسته و متدرجاً به پالایشی منسجم در ساختار ترکیب بندی‌های تصاویرش نزدیک گردیده است. در گذشته او با استفاده از ترکیب بندی‌هایی مختلف وبا تجربه‌ی بافت‌های متعدد گوناگون وگاه نا متجانس وناهمگون (از قبیل استفاده نمودن از ماسه و...)به پدید آوردن آثار خود می‌پرداخت.
اما این‌باربا ساده تر کردن تکنیک خود در ایجاد بافت‌های درون متنیِ ساده‌ی تصویری به همراه خاکستری‌های فام‌دارتوانسته به فضایی دلپذیرتر و مستحکم تراز گذشته دست پیدا کند.
مهمترین شاخصه‌های این دوره از نقاشی‌های عمادزاده جستجو در پیدا نمودن ترکیب بندی‌های منسجم وکنکاش در خاکستری‌هایی است که او در محیط زندگی خود پیدا نموده است و همین دو امر باعث انسجام ساختاری رنگ و فرم در این دوره از آثارش شده است.آثاری که این‌بار از تجّرد واقعیّت به تجسم فرم نهایت یافته است.
حامد بهروزکار تابستان92



ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 870
بازدیدکنندگان ديروز : 1047
بازدیدکنندگان در هفته : 9206
بازدیدکنندگان در ماه : 40406
بازدیدکنندگان در سال : 476181
کل بازدیدکنندگان : 1405775
کاربران آنلاین : 73