تعبیر یک رویا/یادداشتی بر نمایشگاه ارسلان تیغ نورد / به قلم افشین آماده



تعبیر یک رویا


ما بسیاری وقت‌ها نمی‌دانیم. درباره‌ی بسیاری از نشانه‌ها، حالات، امیال، اطوارها دقیق نمی‌دانیم. اطلاعات ما شاید برگرفته از برخی مدارک و شواهد تاریخی باشد. اما پرسه زدن حوالی مدارک و شواهد تاریخی می‌تواند بهانه‌ای باشد برای توقف و درنگ و احضار هیجان‌انگیز بعضی از کیفیات حسی و عاطفی که منجر به ایجاد زمینه‌های بروز خیال پردازی، ماجراجویی و کنش‌های رفتاری در انسان می-گردد. هنرمند نیز ضمن تأثیرپذیری از آن کیفیات، رویدادهای زیادی را فرا می‌خواند و نهایتاً زمینه‌ای برای خوانشی جدید فراهم می‌کند. ماجرای این نقاشی‌ها هم برمی‌گردد به سال 1391، زمانی که ارسلان می‌خواست پایان‌نامه‌ی عملی کارشناسی‌اش را ارائه دهد. دیدن تصویر سیاه و سفید از نیم‌رخ مردی میان‌سال در یک کتاب، ایده‌ای بود که ارسلان دستمایه کارش قرار داد. در آن تصویرِ نیم‌رخ، احساسی چندگانه وجود داشت از یک طرف می‌شد آن را خیلی ساده تصویری معمولی دانست، از سویی دیگر چاپ این تصویر در کتابی پژوهشی مربوط به نهضت جنگل همواره مجموعه‌ای از حواس را به زمانی دورتر می‌برد. اینکه این شخصیت جدا از عنوانی که به زبان روسی زیر آن نوشته شده بود، در عین حال وجهی دیگر از آنچه پی‌نوشت آن داشت بیان می‌کرد و در کارکرد مستقل خود، بیننده را به موقعیت-های تازه و چندگانه می‌برد و راه را برای خیال‌پردازی‌ها و داستان سرایی‌ها باز می‌کرد.
هنرمند با انتخاب این تِم توانست لایه‌های تصورات و خیال‌پردازی‌های خود را باز کرده و دامنه‌ی تأثیرپذیری حسی و عاطفی خود را گسترش دهد و بدین ترتیب ذهنش را آماده بارگذاری نماید. تیغ نورد با اتودهای چاپی، مرکبی و خودکاری از چهره، گام به گام از لایه‌های عینی ‌گرایانه فاصله گرفت و با نزدیک شدن به فضای ذهنی سعی کرد ایده‌هایش را پیاده سازی کند. در این مرحله نقاش بدون در نظر گرفتن مناسبات معمول در ترکیب‌بندی، به ساختاری منتشر و غیر متمرکز رسید. این نوع ساختار به او اجازه می‌داد تا بتواند از امکانات و ظرفیت‌های لغزان و غیر مترقبه جوهر و چاپ بهره ببرد و به عنوان پیش‌زمینه‌ای فعال در انطباق با الگوهای ذهنی هنرمند کارکردی شبه‌آبستراکت داشته باشد. هنرمند اما به هیچ وجه قصد ندارد اتفاقات ناشی از کنش‌های آبستراکت را به رسمیت بشناسد. او با افزودن نشانه‌های گاه گیاهی و جانوری و به ویژه نشانه‌های صنعتی، افق‌های معنایی جدیدتری را به روی ما می‌گشاید. تیغ نورد حالا دیگر از آن ایده اولیه پرده‌برداری می‌کند و چهره‌ی سرد و بی‌روح آن مرد را به مدد نماد سازی تبدیل به زبانی گویا می‌نماید. در آثار متأخر او همه‌ی این رویدادها و اطلاعات تصویری تبدیل به رفتاری نقاشانه می‌شود. ضربات قلم، انتخاب برخی فام‌های رنگی، حساس نمودن کناره‌های خطوط و لکه‌ها، نشان از شعور و بلوغ هنرمند دارد. این یعنی ارسلان توانسته مجموعه‌‌ی تجارب به دست آمده را به گویشی فردی بدل کند و خود را در آستانه مسیری پرخطر قرار دهد. مدیریت تحسین برانگیز او بر ابزار و مواد و قدرت انطباق ذهن و عین در آثارش به هیچ وجه پوشیده نیست. در آثار کوچک، مقدمات و پیش زمینه‌های رسیدن به چنین ورطه‌ای را می‌توان دید. آنجا که آزمودن، کشف و جستجو کردن در شمایلی نقاشانه او را به جهانی هولناک، پرتشویش، غیرقابل پیش‌بینی پرت کرده و هنرمند جوان ما انصافاً توانسته با اعتماد به نفس دردسرهای فرایند تولیدات هنری را یکی پس از دیگری سپری کند و ما را به تماشای ساحتی یکدست، یگانه، مثال زدنی و کمی، فقط کمی تشویش زا دعوت نماید.

افشین آماده/ عضو هیئت اجرایی گروه تجسمی خانه فرهنگ گیلان/ دوازدهم شهریور یک هزار و سیصد و نود و چهار

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 853
بازدیدکنندگان ديروز : 1047
بازدیدکنندگان در هفته : 9189
بازدیدکنندگان در ماه : 40389
بازدیدکنندگان در سال : 476164
کل بازدیدکنندگان : 1405758
کاربران آنلاین : 68