جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «چهار خانه» نوشته‌ی رویا سید رییسی

جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «چهار خانه»  نوشته‌ی رویا سید رییسی در روز سه شنبه 92/10/17 در خانه‌ی فرهنگ گیلان با حضور اعضای گروه داستان و جمعی از علاقه‌مندان برگزار شد.
جلسه  با خوانش بخشی از کتاب توسط نویسنده شروع شد .
سپس چند نقد مکتوب توسط :
منوچهر بهدانی- فریبا کریمی- کبرا شالکوهی- ربابه کریمی- شاپور بوبرد و مهستی خلخالی راد ارایه شد.
در ادامه‌ی جلسه از سوی تنی چند نقدهایی به شکل شفاهی، ایراد شد.
حسن فرهنگ‌فر: از نویسنده محترم می‌خواهم که دلسوزی مرا مد نظر داشته باشند. به نظر من در این کتاب در مورد زبان کوتاهی شده. دیوید لانچ می‌گوید: وسیله میان رمان‌نویس و خواننده، زبان است. زبان اندیشه را متجلی می‌کند تا به واقعیت بپیوندد.
در زبان این کتاب به واژه‌گان فارسی بی‌توجهی شده است در جاهایی از واژه گیلکی استفاده شده که این به خودی خود ایراد ندارد بلکه بی‌توجهی به زبان فارسی ایراد دارد.
مجید دانش آراسته: زبان‌های بومی به زبان مرکزی کمک می‌کنند و به واژه‌گان‌مان اضافه می‌شود. هر نویسنده‌ای بار داستانی ذهنیت خود را  سر ریز می‌کند و در این میان هیچ چیز بی ایراد نیست. هم‌اینک رمانی نوشته شده که می‌توان با آن ارتباط برقرار کرد. یک کتاب از یک منظر بررسی نمی‌شود ، هر کس از منظر خود به کتاب نگاه می‌کند. نقد یک‌بار است ولی متن ادامه دارد.
فرامرز طالبی:  دوستان دیدگاه‌های متفاوتی داشتند در زمینه بحث‌های روانشناختی و یا صرف و نحوه در داستان .که با بعضی‌هاشان  موافقم. دوره هدایت گذشته است و هم‌اینک نگاه ویراستاری مطرح است .
فرهاد فتوحی: در ادبیات ما زبان رها می‌شود و فقط به تعریف قصه می‌پردازیم و اینکه قصه چگونه نوشته شود اهمیت خود را از دست داده و اینکه ما دارای خلاء بزرگ ویراستاری هستیم. از زبان به‌عنوان مهم‌ترین وسیله انتقال داستانی عاجز مانده‌ایم حتی در کارهایی که مرز دقت هر چه بیشتر روی زبان است یعنی داستان.
در پایان رویا سید رییسی به پاسخ بعضی از پرسش‌ها پرداخت و خطاب به جمع چنین گفت:
محتوای این‌کار از چند سال پیش نوشته شد و دیگر ترجیح  دادم تا آن‌را چاپ کنم و البته به‌عنوان یک ناشر از پیامدهای آن مطلع بودم. در زبان ناشیگری‌هایی نیز داشتم. به‌عنوان کار اول نگاهش کنید من به نقاط ضعف و قوت کارم اشراف دارم. ناخود آگاهی که در کتاب بود و انتقال آن برایم ارزش داشت. داستان زنی است که پیش روانکاو می‌رود، خواب می‌بیند و خواب یک قسمت از زندگی‌مان است که هر کس با بضاعتی که دارد به آن می‌پردازد. در این داستان خواب‌ها به بخش رئال داستان حکومت می‌کنند و داستان رئال خواب‌ها را توضیح می‌دهند. شخصیت  داستان، انسان کمال گرایی است که خواب می‌بیند، تهاجم خواب‌ها و نوشتن‌های ناخود آگاهش باعث می‌شود به روانکاو مراجعه کند و در نهایت آدمی نیست که غم نان داشته باشد ولی یک انسان است.
سپس دسته گلی از طرف خانه‌ی فرهنگ توسط مجید دانش آراسته به نویسنده تقدیم شد.

نفدهای مکتوب:

توی من یه فریادی هست / کبری شالکوهی
بخش اول رمان بسیارجذاب وزیبابود که مخاطب راباتصویر هایش به اوج می برد.
بخش دوم با آوردن تعدادزیادی ازشخصیت های ناگهانی کمی مخاطب راگیج می کرد.کاش نویسنده شخصیت ها راآرام داخل مجلس مهمانی می آورد با مشخصه خاص خودشان.بخش هایی ازرمان که ازناخودآگاخ ذهن نویسنده شکل می گرفت کاررابسیارزیبا ودوست داشتنی می کرد.هرجاکه دیالوگ ها جان دار بود همون جاشخصیت پردازی به خوبی شکل می گرفت.(توی من یه فریادی هست یه حس منو ازاون دورمی کنه.)یادربخش 17(اماهنوز هم می ترسم برای شما بنویسم وخیال کنید دیوانه ام) یادرصفحه 90(توبادنیای درونت درگیری من بادنیای بیرونم بازندگیم)یادرصفحه 130(.......امامی دانم که در یک جای این جهان صدایم شنیده خواهد شد)ونظیراین دیالوگ ها دراین رمان کم نیستند.امادر جاهایی که کاربه شکل رئال نوشته شده فقط نویسنده خواسته کاررا طوری با عجله بنویسد وتمام کند.کاش کارباهمان وسواس ودقت شروع شده بود تمام می شد.برای این هنرمن وناشر دوست داشتنی آرزوی توفیق درهمه زمینه ها خصوصا دربخش هنردارم.


جوابت چيه ؟ / منوچهر بهدانی
چقدر سرد است . پاهايم كرخت شده . نمي دانم كجا مي روم نمي دانم كجا هستم . در راهي هستم كه به تونلي مي ماند ، تونلي از يخ. تا آنجا كه چشم مي بيند زير پاهايم جاده اي از يخ فرش شده . ديواره تونل انحناي طاقي شكل دارد و از يخ ساخته شده . چيزي در فضا تغيير مي كند تونل ناگهان چه قدر كوچك شده ! تونل يخي كوچكتر و تنگتر مي شود . مغزم انگار يخ زده . با پاهاي يخ زده بيش از اين نمي توانم ..قدمهايم مرا جا مي گذارند . دستهايم مثل دو چوب خشك يخ زده.  دور خود چرخي مي زنم . راه خروجي كجاست؟ ترسيده ام. من جا مانده ام .
هميشه بين نويسنده  و خواننده كتاب فضائي هست ، اين فضا پر مي شود از فرايند ارتباط كلام كه ازمتن كتاب بيرون مي آيد گاهي  شعر گونه يا حسي وعاطفي يا هم دلي و يا حيرت و گاهي دريافت خبر و گزارش ..اين مربوط به متن كتاب است و خوانش ودرك خواننده . وقتي خواندن تمام شد خواننده سر ازكتاب برداشت با خودش مي گويد ..چقدر خوب يا چه وحشتناك و يا خداي من زيبا بود ويا من فهيميدم ويا ممكن است بگويد هيچ از اين كتاب نفهميدم..آنوقت مي گوئيم نويسند توانست در اين فضا خواننده را به چالش بكشد درگير كند ، به كنش وادارد..
ضمن تاييد اين موضوع كه نويسنده توان بسيار خوبي براي توصيف فضاي داستان دارد من به بخشي از كتاب  مي پردازم كه همراه   با تك گویي دروني و ذهن گرایانه ( شخصيت اصلي  داستان ) هست  نويسنده نشان مي دهد كه اواز يك بحران شديد روحي رنج مي برد  ورزش يوگا مي كند از روانپزشك كمك مي گيرد  براي دكتر روانپزشك آنچيزي را كه مي انديشد مي نويسد و  مي گويد دنبال راه حلي هست كه خالي شود خالي از تشويشهاي ذهني دلواپسيها و نگراني ها دغدعه هاي مادي ندارد او درد و رنج روحي دارد  ، اواحساس مي كند توان تربيت كردن بچه هارا در او نيست اين نيز بر كابوسش مي افزايد هممسر و دخترش او را جدي نمي گيرند  گاهي فضاي زندگيش را پر ازمه مي بيند و كيست كه با او به گپ بنشيند، دوستي چون گلنار، مربي يوگاي او ، كه مي خواهد راه آرامش يافتن وبهتر زيست از ورزش يوگا را به او بياموزد .ولي او از خيانت شوهرش رنج مي برد او خوددر زندگي خويش مانده  .دكتر  روانپزشك هم نمي تواند به او كمك كند او فقط شنونده خوبيست فقط همين دكتر هيچ راه حلي ندارد  فقط از او سوال مي كند دكتر نمي تواند درمان رنج و آلام كرانه شود
توي اين جهان چيزهائي وجود داره كه نمي توني به ميل خودت بگردوني حداكثر چيزي كه ممكنه دست تو باشه چيه ؟ خودتي ،  براي اون هم هيچ حساب و كتابي نيست ..جوابت چيه ؟
تنهائي ، خستگي ، بي اعتمادي ، انتخاب احمقانه .. .. 
  
                                                                    
آدم هایی محبوس در چهارخانه روابط / مهستی خلخالی راد
عنوان کتاب وام گرفته از کلمه چهارخانه است که در جای ، جایی از متن بکار گرفته شده، گویی کلید قصه است و نشان از مرزبندی ها و تضادهایی دارد که در روابط بین آدم ها موجود است،روابطی در هم پیچیده ودر عین حال دارای موقعیت هایی که شخصیت داستان می تواند با کشیدن دیواری به دور خویش از دیگری جدا افتد.کرانه با ترس ها و تردیدهایش دست و پنجه نرم می کند. به یوگا پناه می برد و بعد به روانپزشک و در انتها به نوشتن و انگار این نوشتن ها از حیطه اختیار او خارج می شوند. کرانه که دوران میانسالی را سپری می کند در این مرحله از زندگی بشدت احساس تنهایی دارد و روزمره گی ها بستوه اش آورده اندو موجبات اندوهش را فراهم می کنند . وانگاردر این میان ،این نوشتن ها ست که کمک حالش می شوندتا بهبود یابد.( نوشتن این چیزها برایش مهم بود. مگر چند " مهم"در این جهان وجود داشت؟"مهم" نوشتن او بود یا قانون لغو ختنه در زنان سومالی یا آنکه وقت خوردن صبحانه به همسرش بگوید:" نگفتی دیروز توی کارخانه چه خبر بود که یکساعت درباره ی آن  به دوستت گزارش می دادی؟"
و او بگوید:" خب تو نپرسیدی."
"پرسیدم، سرت به رادیو گرم بود."
"حالا هر روز بزن تو سر این رادیو!"
" هر چیزی خارج از اندازه اش مزاحمه،ولی الان که حرف من این نبود."
و سر آخر او بگوید:"به خاطر دلاارام چیزی نمی گم!"
از یک سوال به کجا رسیده بودند!مگر چه خواسته بود که در جواب ساده ترین سوال دنیا این جواب را بشنود؟مهم چیست؟مهم نوشتن همه ی این حرف هاست یا پر کردن دفتر هایی از نوشته های ناخود آگاه یا خوردن صبحانه ای بدون دغدغه؟
زندگی ساختن یک مهم است مثل نوشتن، یا همه اش مهم است.) ص18و19
در کنار قصه اصلی خوابهای راوی ست که بر جذابیت داستان افزوده.خوابها پر از دریا ،جاده ، مرگ و زن است .که دل آشوبه کرانه را به خواننده منتقل می کند .و در انتهای داستان  ،کرانه همانطور که شادی گم شده اش را باز می یابد. خواب هایش نیز سرانجام بهتری پیدا می کنند ( از تونل خارج می شوم.حالا میان دریایی آبی وآرام هستم.) ص.131
طرح روی جلد هم به نوبه خود رسالت سوژه را بر دوش می کشد، نقابی سرد و خشن که صورتی لطیف و آرام را پوشش می دهدکه البته پوشش خشن رفته ، رفته جای خود را به صورت آرام می سپارد .
سوژه داستان، زنانه و جذاب است  . با تمام جزء نگاری هایی که یک زن می تواند به آنها بپردازد و همچنین دارای تصویرهایی توصیفی به خصوص در بخش خواب ها که بسیار زنده و زیباهستند...در آخر به جرات می توان گفت چهارخانه بعنوان کتاب اولی یک  داستان در خور توجه است.

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 836
بازدیدکنندگان ديروز : 1047
بازدیدکنندگان در هفته : 9172
بازدیدکنندگان در ماه : 40372
بازدیدکنندگان در سال : 476147
کل بازدیدکنندگان : 1405741
کاربران آنلاین : 52