روایت های متناقض / نرگس مقدسیان

 روایت های متناقض           
 یادداشتی برداستان بلند« ناهید» نوشتۀ قاسم کشکولی               نرگس مقدسیان
بی تردید داستان بلند «ناهید» را می توان به دلیل داشتن مولفه های چون تکثر زاویه دید- روایت های نامتوالی وگسست زمانی-بازتابانیدن احساسات درونی وبرجسته شدن جنبه فردی وذهنی ... داستانی مدرن شمرد.
ناهید شخصیت اصلی داستان روی تخت بیمارستان خوابیده وپزشکان گفته اند اگر تاصبح فردا زنده بماند ،جان سالم بدر می برد وافشین شوهرش  به ظاهر در کنارش مانده است تا او نخوابد .
زن تمام وقایع واتفاقات زندگی اش راسیال درخواب وبیداری روایت می کند،ازاتاق بیمارستان تا شخصیت هایی چون ایوب، مادر، سهراب و افشین که توی ذهنش در مقام اول شخص می نشینند .
در واقع درونمایۀ داستان با ذهنیت شخصیت های مختلف  ودر اصل از ذهن پریشان ناهید، درهم واز هم گسیخته روایت می شود . زبان داستان با نثری شاعرانه بدون حتی نقطه وویرگولی وفقط با اتکاه حروف ربطی چون «که» و«یا» پشت هم  ویک نفس تا آخر پیش می رود.
افشین که قرار است مواظب ناهید باشد تا نخوابد ، خوابیده و صدای خروپفش بلند است. افشین  درواقع عکس برگردان پدر است، پدری که در تمام داستان ، روایت همه شخصت های داستان علیه اوست،پدری مستبد که دخترش ناهید را مجبور می کند، تا با خواهرزاده اش افشین ازدواج کند وحاصل این پیوند فامیلی نیزدختر افلیجی است.
شخصیت های متعددی چون مادر ،پدر و میترا در جاهایی ازداستان مرده اند، اما باز زنده هستند ودر ادامه داستان ایفای نقش می کنند.
مادرخودرا از پل خشتی به درون رودخانه انداخته وخودکشی کرده است، اما درجایی دیگرزنده است و توسط پدر کشته می شود. افشین توسط سهراب کشته می شود اما باز زنده است ودر روند داستان حضور دارد.
میترا در روز عروسی خودش را آتش می زند ،میترایی که  سهراب را دوست دارد وسهراب عاشق ناهید است، ناهیدی که قرینه وعکس برگردان میتراست. درحالیکه میترا وناهید هر دو زن افشین هم هستند ودر جایی از داستان افشین میترا را با دستانش خفه می کند.
داستان «ناهید» سرشار روایت های مغشوش ومتناقضی است، که درعین اینکه که احساس می کنی با منطق واقعیت های عینی سازگاری ندارند، اما می فهمی اش...می توان گفت ناهید سرشار از ناگفته هاست.
داستان «ناهید» داستانی است که از عادات  معمول ومتعارف ما از شخصیت وشخصیت پردازی در داستان آشنایی زدایی می کند.
داستان  احتمالات موجود،درروند سرنوشت شخصیت هایش را ،با نام ها وحوادث متفاوت سیال در خواب وبیداری روایت می کند.مثلا«مادر»زنی که در مناسبات سنتی و عقب مانده با شوهری مستبد وعیاش زندگی می کند ، امکان دارد خودکشی کند یا اینکه توسط شوهر خفه شود.
یا زنی چون ناهید که به اجبار پدر با افشین ازدواج کرده که همچو او دیکتاتور وزورگوست،  ممکن است خودسوزی کند ،ممکن است با سهراب که عاشقش بوده، ارتباط برقرار کند وممکن است در این راستا توسط شوهرش کشته شود.
همچنین افشین ممکن است توسط سهراب  کشته شود. سهرابی که ممکن است درعین حال که نامزد ناهید است، در جاهایی جایگاه برادرش را نیز داشته باشد .
به نظر می رسد شخصیت های داستان بلند«ناهید» شخصیت های خاص، نامتعارف ومتفاوتی باشند. این شخصیت ها اغلب دوپاره ،یا چند پاره اند که با نام های متفاوت در داستان حضور دارند، شاید بشود گفت هریک از این شخصیت ها پاره ای از روان پاره پارۀ راویند.که از برخی جهات تداعی گر داستان «سه قطره خون» صادق هدایت اند.
داستان در واقع از ذهنیت نامنسجم ناهید، شخصیت بیماری که روی تخت بیمارستان خوابیده، یعنی «راوی غیر قابل اعتماد» که وقایع واتفاقات واقعی در ذهن پریشانش با خواب ورویا و کابوس درهم می امیزد وسیال خواب وبیداری روایت می شود.داستان معجونی است از آدم ها وحوادث ناهمگون و درهم ،نامنسجم و از هم گسیخته .
ما در مقام خواننده جاره ای نداریم که موضعی شکاکانه ومحتاطانه درمورد این راوی غیر قابل اعتماد اتخاذ کنیم ، چه بسا هر انچه می گوید صرفا برداشت بیمارگونه اواز وقایع وشخصیت هاست است.واین ما هستیم که درجایگاه تحلیل گفته های او،روایتش راصورتی استعاری ازروایتی دیگربدانیم.
اشاره هایی که تلویحا به برخی وقایع وماجرا ها می شود، خواننده را به تفکر می دارد و وادارش می کند این گفته ها و وقایع را از منظرهای متفاوت بسنجد ، از پرتوهای مختلفی ببیند وشاید خود تصمیم بگیرد کدام روایت ها احتمال وقوع اشان بیشتر است.
با این همه  اما به نظر می رسد، برخی شخصیت ها  چون شخصت پدریا افشین از نگاه همۀ پاره های این ذهنیت پاره پاره بسیار تک بعدی وسیاه هستند. انگارتمام شخصت های داستان از دهان ناهید علیه اقتدارپدر وبه نوعی فرهنگ مرد سالارانۀ حاکم ،یک صدا  فریاد برآورده اند.واین نگاه شاید با توجه به زمان نگارش داستان  چندان غریب نباشد ،شاید در بافت سنتی وعقب ماندۀ حاکم برجامعه بیست سال پیش ایران، چندان انتظار شخصیت هایی چند بعدیِ را که مد نظرمدرنیست ها  وپسا مدرنیست هاست را نمی توان داشت.
داستان «ناهید» داستانی است که از خواندنش لذت می بری،اما نمی توانی خلاصه ای ازآن را برای کسی تعریف کنی. داستان «ناهید» مانند شعریست که به قول شمس لنگرودی معنایش دانستنی است،گفتنی نیست. شعری که حس می کنی می فهمی ولی لغزنده ترازآن است که بشود معنا کرد.

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 876
بازدیدکنندگان ديروز : 1047
بازدیدکنندگان در هفته : 9212
بازدیدکنندگان در ماه : 40412
بازدیدکنندگان در سال : 476187
کل بازدیدکنندگان : 1405781
کاربران آنلاین : 76