شاعر متعجب ( نگاهی به مجموعه شعر عکاس دوره گرد از حامد رحمتی) /عباس گلستانی

" شاعر متعجب "
                                                         عباس گلستانی

نگاهی به مجموعه شعر " عکاس دوره گرد " از : حامد رحمتی
  در نقد و تحلیل یک اثر هنری معمولا سه چیز را مورد نظر قرار می دهند ؛ خالق اثر یا مؤلف ، اثر و مخاطب ، یعنی در اینجا شاعر ، مجموعه ی شعر و خواننده . اما اصلا ما چرا وقت مان را برای نقد و تحلیل یک مجموعه ی شعر می گذاریم ؟ پاسخ این پرسش را نورمن هالند ، منتقد سرشناس جهان این گونه می دهد ؛ هدف نقد ،همان هدف ادبیات است که می توان آن را در دوچیز خلاصه کرد ، لذت بردنو  آموختن ،  یعنی منتقد با نقد آثار هنری ، چشم اندازی نو در برابر چشمان خواننده می گشاید که به تولید رابطه ی بهتر با اثر منجر می شود . این منظر می تواند نقد جامعه شناسیک باشد ، نقد روانکاوانه باشد ویا هر نقد دیگر ، ولی هر چه که باشد خود نقد بخش مهمی از یک تجربه ی هنری است که به کشف مفاهیم جدید ختم می شود .
حامد رحمتی را نمی شناختم تا اینکه با سروده هایش در کتاب " عکاس دوره گرد " آشنا شدم ، به پایان مجموعه که رسیدم حاصل اش اولا آشنایی با گوشه هایی از اندیشه ی او بود ، ثانیا کشف شباهت هایی بین آنچه که در ذهن من بود و او گفت تا سکوت مرا با صدای خود بشکند و احساس ام را وارد بازی ی شعر کند . به این ترتیب بین من و خوانش شعر او رابطه ای از نوع عاطفی تولید شد تا مرا به پای شعر خود نگاه دارد و نتیجه چیزی شود که در باره اش نوشته ام و آن هم از منظری به مفهوم " نقد واکنش
مقدم بر نقد " یا نقد ذهنی ، چرا که این نقد احساسی ست و شاعر مجموعه ، حامد رحمتی هم از گروه شاعران احساس گرا ست و اتفاقا این احساس ، شاعر را پر از دغدغه کرده است و منتقد را به سمتی سوق می دهد تا با دردهای شاعر که منحصر به او نیست پیش برود . دوش آب سرد را / با صدای گرفته دوست دارم / وقتی می روی ... / آدم دیگری می شوم (ص 36 ) . در این نوشته تلاش بر آن نیست که مفهوم قاطعی از اشعار این مجموعه ارائه دهم  ، خصوصا این که در برابر ما جهانی وجود دارد معروف به جهان هایزن برگی ، جهانی پر از احتمالات و عدم قطعیت ها ، بلکه در نقد و تحلیل به یک مفهوم احتمالی اشاره می کنم که تا حد امکان به واقعیت نزدیک باشد ، هر چند ، وقتی که نقد ، احساسی باشد وقوع اشتباه یا اشتباهات حتمی ست و می تواند از قطعیت مسلم حتما به دور باشد . اما خوبی ی نگاه در منظر نقد ذهنی همان حس خوب ، بد و یا زشت بودن اثر در همان لحظات اولیه ی است که در بار اول خوانش دریافت و صادر می شود و به قول دکتر ساموئل جانسون ، منتقد معروف ،سرانجام  عقل سلیم خوانندگان است که به دور از شائبه ی تعصبات ادبی با آن همه ظرفیت های نکته بینانه و ژرف اندیشی علامه وار ، باید برای افتخارات ادبی حکم صادر کند و به عبارتی یک اثر نمی تواند یک هستی ی مستقلی داشته باشد مگر این که روی خوانندگان خود تاثیر بگذارد و این تاثیر بسیار مهم است و
منتقد باید به این تاثیر بپردازد زیرا تحلیل و تفسیر یک خواننده از یک شعر چیزی جدا از درونمایه ی هویت او سرچشمه نمی گیرد و نحوه ی درک او از جهان را بُروز می دهد . بنابراین اصل مهم در نقد واکنش مقدم بر نقد ، ارتباط احساسی ی اثر با خواننده است . شعر رحمتی، شعرروز است، اما نه ازآن تیپ یا ژانر شعری ی که چون فردا آمد شعر دیروز فراموش شود ، بر عکس ، در این مجموعه ، ارجاعات لمس کردنی هستند و نوع بیان آنها نیز به شکلی ست که اگر حرف ها تکراری هم باشند ،باز سروده های رحمتی را ماندنی می کنند . زیرا سرسری و بی تفاوت از کنار حادثه و اتفاق عبور نمی کند . چقدر خوب است / یکریز بخندی   دادبزنی / سربه سر دختران دم بخت بگذاری /  با اسب بالدار /  سقف آسمان را بکوبی / در خیالشان قهرمان شوی /  و خروس خوان / از کشت ستاره ها برگردی (ص 51) . و ، دنیای تاریکی را یافته ام / که محل گذر سوسک ها /و حشرات گزنده است /... خرت وُ پرت های کهنه را یافته ام / خودنویس / کارت ملی ، گواهی نامه ام را / پیراهن حریرت را / با آن گل های صورتی که پرپر شدند (ص 80 )
  شعر دیروز اگر فخیم بود و تمایل به جنس واژگانی از نوع آرکائیک داشت و نیاز به بلاغت کلاسیک و ویژه ، شعرهای " عکاس دوره گرد " اما ، در اندیشیدگی مضامین خویش ، سادگی را برگزیده است . سادگی ی که خواننده را جذب شعر می کند و از فراری دهندگان غامض گو ، شعر را دور می کند .
درک شعر امروز ، فهم ریاضیاتی از نوع عالی و مفاهیم الگوریتمی را مدت هاست که نمی پسندد، اما بی دلیل هم سروده نمی شود، مثلا می توان گفت اشعاراین مجموعه دربستر احساس و بیشتر در حوزه ی رئال سروده شده اند و چاشنی ی سوررئال را زیر شمد رمانتی سیسم ، نمک شعر خود کرده است :
حاصل عشق باز ی ما / دوکبوتر زخمی / روی پشت بام است (ص 19)  و شاعر نیز در همین بستر با
بیان دغدغه هایش زیبای شناسی شاعرانه اش را به رخ می کشد : ... لحظه ای درنگ نکن / زخم هایم بسیار عمیق اند ( ص92 ) ویا : من آن قدر سیاسی نبوده ام / که با صدای مرموز کفش ها / کسی را بشناسم ( ص22 )
دست مایه ی ورود به شعر هر چه که باشد در این جا ، احساس و رئالیسم ، تنها منبع ورود خواننده به متن شعرهاست ، چرا که ارجاع دارد و ارجاعات آن نیز از نوع رئال و لمسی کردنی اند و آنچه می بینیم، تلاش شاعر برای رویاروی با دغدغه ی زندگی ست و این نبرد او را مقهور اندوه و زندگی نمی کند : جنگ تمام شد / جنگ تمام شد /.../ ما / با لباس های خاکی / به خانه بر گشتیم / کسی منتظر نبود / کسی سلام نکرد / کسی در را باز نکرد (ص 95)
  رحمتی در این مجموعه کاری نکرده است که به گفته ی رضا براهنی شعر تهی از مسئولیت باشد اما حداقل توانسته است کاری کند که به گفته ی رویایی برسد تا تعهد را به شاعر و خواننده ی خود منتقل کندو فرضیه ی "هنر برای هنر " را  که عمدتا از بینش اسطوره ای و عرفانی تغذیه می کند به هیچ انگارد و شعر را در موقعیت زیستگاه خود بسراید  نه در خلاء . تجربه ی شعری او در رویا سپری نمی شود ، ریشه در واقعیت بیداری دارد ، اما با پردازشی شاعرانه کارش را پی می گیرد و به همین دلیل زبان شعری ی رحمتی ، زبان انسان معاصر است . در عین حال که برای ابهام ، جای زیادی خالی نمی
کند از صراحت محض نیز می گذرد : برای آزمایش ادرار / به اینجا آمده ام / با دستی لرزان  / و سری که برای شکستن / درد می کند (ص19 )
شعرهای این مجموعه از یک موقعیت قابل تأمل شعری نیز برخوردار است و همین موقعیت است که اشعار او را قابل تحمل می کند تا آنها را به عنوان یک مجموعه ی شعر بشناسیم ، منتها در وظیفه ی مهم خود که آن هم " لذت بخشی " است اندکی می لنگد هرچند که تعداد زیادی ازشعرها ازپس این وظیفه
خیلی خوب برآمده اند : آخرین بار که عاشق شدم / دو پروانه را از جنگل بیرون کرده بودند (ص 36 )
و یا : ناف مرا بریده اند / که این حرف های مفت را / تحویلتان دهم / زندگی سخت است / نان زیر سنگ است(ص 79 )
طبیعی ست که شاعران اعتقادی به ویرایش شعر خود توسط ویرایشگران را نداشته باشند ، به دو دلیل ، اول اینکه شاعران در حدی هستند که با اصول اولیه آیین نگارش آشنایی داشته باشند و دوم اینکه شعر اصلا می تواند شورشی در برابر زبان معیار و رایج باشد و ویراستار احتمالی ، متن را در شعر متخاصم تشخیص داده و آن را تصحیح کند که اگر این اتفاق بیفتد کار شاعر مثلا در نحو شکنی ، زبان شعری ی او را بر باد می دهد  . اما اگر قرار باشد که شاعری در اشعار خود از علایمی استفاده کند که همان مفهوم در زبان معیار را داشته باشد باید از آن درست استفاده کند که همان مفهوم رایج در زبان معیار را به خواننده انتقال دهد وگرنه بی معنا خواهد بود ، چرا که در زبان فارسی به هر واحد نوشتاری " نویسه " گفته می شود و نویسه ها در دو گروه اصلی و فرعی جای می گیرند ، حروف ازنویسه ی
اصلی ، سه گروه علایم (مثل ، ؛ ؟ ! ؟! و... )، اعداد  و علایم نمادی مثل  هما ( هواپیمایی ملی ایران)، ق.م ( فبل از میلاد )و...که دردسته ی نویسه ی فرعی قرارگرفته اند و هر کدام ، چه اصلی وچه فرعیدر انتقال مفاهیم نقش اساسی را به عهده می گیرند .
  حامد رحمتی در مجموعه شعر خود 34 بار از علامت  !  استفاده کرده است که در زبان فارسی حداقل در سه جا کاربرد دارد ؛ خطاب ، تعجب و در کنار علامت سؤال؟! در برابر جمله ی پرسشی یی که گوینده از مخاطب خود درانتظار پاسخی نیست . رحمتی در 34 بار استفاده از این نویسه به غیر از یکی دو مورد بقیه را غلط استفاده کرده است . به چند نمونه اشاره می کنم :
1- در جایی که چیز تعجب برانگیزی نگفته یا چیز عجیبی روی نداده تا مایع تعجب خواننده شود :
قسمتی از چمدان / بیرون پرده مانده بود ! (ص 71 )  و : بهتر نیست کمی عقب تر بایستی ! (ص27 )  در این جا شاید شاعر خودش از سروده های خودش متعجب شده  و می خواهد تعجب خودش را به خواننده انتقال دهد ودر جایی دیگر و در خطی ازیک شعرمی گوید:  تمایل عجیبی دارم ! (ص 59)  که هم کلمه ی
عجیب در شعر است و هم علامت تعجب واین نشان می دهد که شاعر تاکید عجیبی در انتقال تعجب خودش به خواننده ی خود دارد .
2-  در جایی که باید علامت تعجب باشد نیست و آنجا که نباید باشد هست . مثلا در شعر "کافه " این
علامت در برابر نام " سوفیا " که خطاب به اوست درست استفاده شده است .
3 – اصلا امروز در شعر سپید ، استفاده از علایمی مثل سؤال ، تعجب و خطاب می تواند ضرورت
حتمی نداشته باشد ، زیرا مثلا تعجب می تواند در خود متن شعر نهفته باشد و طوری هم نهفته باشد که به شعر این توان را بدهد  تا حس سؤال برانگیزی و تعجب را به خواننده ی خود منتقل کند که اتفاقا این مجموعه از چنین توانی نیز برخوردار است و شاعر بیهوده دچار وسواس نحوی شده و از آن علایم استفاده می کند.
اما عنوان کتاب و طرح روی جلد ، عنوان کتاب زیباست و همچنین طرح روی جلد که با عنوان کتاب همخوانی دارد . ولی فقط برای یک شعر از 38 شعر این مجموعه و آن هم خود شعر " عکاس دوره گرد " است . اگر به نوع روایت در اشعار این کتاب توجه کنیم ، روایتی نیست که بتوان آن را صرفا از منظر دریچه ی دوربین تفسیروُ تحلیل کرد ، زیرا روایت  عمدتا از منظر اول شخص مفرد که خود نیز دستی در ماجرا دارد ، می باشد، مثل این شعر زیبا  : من بودم / آن مؤلفی که باید می مرد / کاغذهای
دفترم را / به آتش کشیدم / و کبوتری سفید به دست های شما رسید (ص13 )
  به عبارتی ، این عنوان وطرح کتاب می توانست عنوان و طرح هرمجموعه شعر دیگری در این حد وُ اندازه باشد و چقدر خوب بود که رحمتی عنوانی را بر می گزید تا اشعار بیشتری در دامنه ی وسیعتر آن جای می گرفت .
  رحمتی ، همان گونه که گفته شد ، درزبان شعری ی خود از رئالیسم بهره برده است ، منتها از نوعی از رئالیسم که زندگی و واقیعیات را فدای آرمان های تحقق ناپذیر نمی کند و اگر آرمانی هم در شعرش باشد ، آرمانی بالقوه است که می تواند جانشین امر واقع شود ، رویای نهفته ای که فقط ضمیمه ی زندگی نیست بلکه روزی خود زندگی خواهد شد : امشب ساعت را عقب می کشم / تا برای همیشه در آغوشم
بمانی (ص57 ) و یا : گفته بودم : رد پاهای روی برف / پشت می کند به پنجره / و سرما را / به آن سوی زمستان می برد (ص 53)  ویا: دست در دست ماه می رقصیم / و کشتی در چند ثانیه / در اسکله ای چشم براه / پهلو می گیرد (ص75)
همین نگاه ، شاعر را از حالت لوکال (منطقه ای ) به شعر در حالت گلوبال ( جهانی ) می رساند :
تمایل عجیبی دارم ! / در سردترین شب دسامبر / یک پالتوی پشمی باشم ( ص 59 )
                                                                                        2218 کلمه
                                                                                        ------
                                                                                          8/ 15 / 90
 

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 1065
بازدیدکنندگان ديروز : 1808
بازدیدکنندگان در هفته : 10059
بازدیدکنندگان در ماه : 40999
بازدیدکنندگان در سال : 476709
کل بازدیدکنندگان : 1402714
کاربران آنلاین : 24