ما نام‌محور و یارمحور شده‌ایم، نه متن‌محور / کیهان خانجانی

(بخشی از گفتگو با کیهان خانجانی درباره وضعیت اکنون ادبیات داستانی)
مجله برای فردا (ماهنامه فرهنگی اجتماعی اصفهان / سال چهارم / شهریور 95)


با تجربه‌اي كه از كارگاه‌هاي داستان‌نويسي در گيلان و تهران داشته‌ايد فضاي شهرستان‌ها را چگونه مي‌بينيد؟ چه تفاوتي بين فضاي ادبي تهران و شهرستان ها وجود دارد؟

عیوب شهرستان این است:
- ناشران هنوز به سیستم پخش کتاب مجهز نیستند و به شیوه‌ی کمون اولیه مبادله‌ی کالا با کالا می‌کنند: متن می‏دهی، کتاب می‌گیری.
- دسترسی به روابط بینارشته‌ای کمتر است، مثل تئاتر، انواع جلسات نظری، کنسرت‏های بزرگ موسیقی، نمایشگاه‌های نقاشی، موزه ها و...
- ممکن است در فضای شهرستان مانداب شوی و بینایِ جلسه‌ی یک‌چشم‌ها شوی.
-  ممکن است سوژه‌هایت آنقدر بومی بمانند که با زمینه‌ی ملی، منطقه‌ای، جهانی گره نخورند.
حسن‌های شهرستان این است:
- نسبت به نویسندگان پایتخت به مراتب وقت بیشتری داری برای خواندن و نوشتن و بازنویسی.                                                                   
-  وارد مناسبات نام و نان نمی‌شوی و قرض نمی‏گیری و نمی‏دهی و خودتی و خودت.
- خطِ مشی‌ات برای نوشتن داستان و نقد و... را موج‌های گروهی رقم نمی‌زند. پس آزمون و خطا می‏کنی اما خودت هستی.
– به فضاهای بکرِ نوشته نشده و به سوژه‌های شگفت و شگرف نزدیکتری و از جرگه‌ی سری‌دوزی‏ها دورتری.                                                           
– تعددِ دلخوشی کمتر است، پس به دلخوشیِ به دست آمده (داستان) می‏چسبی و رهایش نمی‏کنی.

چه بازخوردي از انتشار مجموعه کتاب‌هاي  "عصر چهارشنبه‌ی ما"  گرفتيد؟ به نظرتان عنوان داستان جوان مي تواند عاملي علاوه بر كيفيت لازم و كافي براي انتشار باشد؟

ما دوستانِ «کانون داستان چهارشنبه‌ی رشت» می‌دانیم که جایگاه گیلان در سنت ادبیات داستانی استان‌ها پس از جنوب (خوزستان و بوشهر و شیراز) و اصفهان است. با در نظر گرفتن این موضوع، از سال 82 کارمان را در موسسه‌ی مستقل «خانه‌ی فرهنگ گیلان» آغاز کردیم و هر هفته چهارشنبه‌ها بلاانقطاع پی گرفته‌ایم. حاصل این جلسات تاکنون چنین بوده: بیست‌وپنج جلد از مجموعه داستان‌ها و رمان‌های دوستان چاپ شده و می‏شود (هشت جلد با نشر فرهنگ ایلیا، پنج جلد با نشر به¬نگار، و مابقی با سایر ناشران از جمله چشمه، ققنوس، پیدایش، نشانه، صدای معاصر و...)
کم‌بین نیستیم اما واقفیم که در هر مجموعه داستانی که به چاپ رسانده‌ایم سه داستان هست که واقعا خوبند و کتاب را روی پا نگه داشته‌اند. حقیقت امر این است که قرار بر این بود گزیده‌ای از این داستان‌ها به چاپ برسند اما ناشران از چاپ گزیده داستان سر باز می‏زنند. البته حتما روزی گزیده‌ی بهترینِ این داستان‏ها را به چاپ می‌رسانیم. بزرگ‌بین هم نیستیم اما فی‌الواقع معتقدیم که برخی از این آثار از بهترین‏های کتاب اولی کشورند، اما خب، پخش و دیده شدن و معرفی و نقد در پایتختِ پرآشوب را می‏طلبند.
واقعیت امر این است که باید فرجه‌ای قائل شد برای کتاب اولی‏ها، اما این بدان معنا نیست که کتاب اولی، چند سال بعد، وقتی به پشت سر می‏نگرد، هم از خود و هم از کتاب و هم از جلسات شرمنده باشد. به همین دلیل تمام کتاب‏ها پیش از چاپ، توسط چند نفر - حتی بیرون از ما - خوانده و نقد می‏شوند. درست آن است که داوری از بیرون به داوری ما بنشیند.
بیشترین ضربه را در اوضاع بد سانسور خوردیم؛ از هشت کتاب اول، سی‌ویک داستان حذف شد. حاشیه‏ها و دشواری‏ها و بگیرها در مورد جلسات داشتیم اما ماندیم و مدیونیم به و ممنونیم از رفقایی که ماندند و راه عافیت پیش نگرفتند!

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 1509
بازدیدکنندگان ديروز : 1318
بازدیدکنندگان در هفته : 9661
بازدیدکنندگان در ماه : 37567
بازدیدکنندگان در سال : 464785
کل بازدیدکنندگان : 1748421
کاربران آنلاین : 21