مراسم رونمایی از کتاب "خوشه‌های اقاقیا " نوشته‌ی نرگس مقدسیان

مراسم رونمایی از کتاب "خوشه های اقاقیا" نوشته‌ی نرگس مقدسیان در 19 خرداد سال 94 با حضور جمع  کثیری از نویسندگان و اهالی هنروادب در خانه  فرهنگ گیلان برگزار شد.درابتدا خانم فریبا کریمی به معرفی فعالیتهای نویسنده در زمینه های داستان نویسی ونقد پرداختند وازبیوگرافی او گفتنند:
" نرگس مقدسیان زادۀ سال1345خورشیدی است ودر رشت زندگی می کند. اواز
نیمۀ دوم دۀ هفتاد، طرح هایی را برای داستان می نویسد واز سال هشتاد به طور جدی داستان نویسی را آغاز می کند .درهمین سال به گروه داستان خانۀ فرهنگ گیلان می پیوندد واز سال هشتادوپنج به عنوان یکی از اعضای سه نفرۀ هیئت اجرائیۀ گروه انتخاب می شود که پس ازمدت چهار سال، بعد از یک وقفۀ دو ساله، درسال 93 مجددا به عنوان یکی ازاعضای هیئت سه نفره انتخاب می شود.داستان های مقدسیان از اوایل دهۀ هشتاد درمجلات ورونامه ها چاپ می شود.اولین داستانش به نام "ماگما" درسال82 در روزنامه "گیلان امروز" چاپ شد.وداستان "این صدا تا کجا با ما می آید؟" در سال 89 ازداستان های برتر جایزۀ صادق هدایت می شود. درسال 87 مجموعه داستانی به نام"پشت تصویر مرد"مشتمل برنوزده داستان کوتاه توسط نشر پاپریک تهران برپیشخوان کتابفروشی ها قرار می گیرد.
"خوشه های اقاقیا" که امروز مراسم رونمایی آن انجام می شود، اولین رمان مقدسیان است که درسال89 به انتشارات سپرده شده وبعد ازچهارسال موفق به اخذ مجوزگردیده وبالاخره درسال 94 توسط نشر "افراز" تهران منتشر شده است.
"هرابال یعنی تمام کتابهای خمیر شدۀ دنیا"دومین رمان مقدسیان است. عنوان کتاب تلفیق جالبی ازنام نویسندۀ سرشناس چک بهومیل هرابال ومضمون اثر زیبایش"تنهایی پرهیاهو"ست وبه نوعی ادای دین مقدسیان به بهومیل هرابال می باشد.این کتاب برعکس"خوشه های اقاقیا" که دچار پروسۀ طولانی اخذ مجوز شده بود،تنها سه ماه بعد ازتحویل به انتشارات یعنی اواخرسال 93 توسط نشر "ارنواز"موفق به اخذ مجوز چاپ شده وهم اکنون دردست چاپ می باشد.
او عضو گروه داستان گیلکی نیز هست وبه زبان گیلکی هم داستان می نویسد.
مقدسیان هرچند که  بافروتنی خاص خود، داعیه نقد نویسی ندارد ولی ازآنجا که به قول خودش به این جملۀ معروف"نوشتن عرق ریزان روح است"پایبند است،یادداشت هایی را به پاس ارج وتقدیر ازنویسندگن ،بویژه نویسندگان گیلانی،برآثارشان نوشته است.و با مجلات فرهنگی وادبی نیز همکاری می کند .چند سالی است که مسئولیت بخش داستان مجلۀ دادگررا  نیزبه عهده دارد.»
آقای مجید دانش آراسته نیز ازخانم مقدسیان به سبب تلاش ایشان چه در زمینه نقد و چه  در زمینه داستان فارسی  و داستان گیلکی سپاسگزاری  کردند و در ادامه گفتند:«نویسنده در درون خودش و جهان بینی خودش جذرو مدهایی دارد که همان حالات وعادات یک نویسنده است، که با او کلنجارمی رود واورا تا جایی پیش می برد. تا زمانی که این روحیه و این جذر ومد را یک نویسنده در خلوت خودش داشته باشد، می تواند با ضوابط خودش کار کند.»
خانم شهین باباعلیان متنی را دربارۀ ادبیات ،از نگاه ماریو بارگاس یوسا خواندند:" ادبیات ‌به ما یادآوری می‌کند که این دنیا‌، دنیای بدی است و آنان که خلاف این را وانمود می‌کنند،‌ یعنی قدرتمندان و بختیاران‌، به ما دروغ می‌گویند‌، و نیز به یاد ما می‌آورد که دنیا را می‌توان بهبود بخشید و آن را به دنیایی که تخیل ما و زبان ما می‌تواند بسازد،‌ شبیه‌تر کرد. جامعه آزاد و دموکراتیک باید شهروندانی مسؤول و اهل نقد داشته باشد،‌ شهروندانی که می‌دانند ما نیاز به آن داریم که پیوسته جهانی را که در آنیم به سنجش درآوریم، تا هرچه بیش‌تر شبیه دنیایی شود که دوست داریم در آن زندگی کنیم.حال بجاست اگر پیش خود دنیایی خیالی بسازیم؛ دنیایی بدون ادبیات‌ و انسان‌هایی که نه شعر می‌خوانند و نه رمان. در این جامعه خشک و افسرده با آن واژگان کم‌مایه و بی‌رمقش که خرخر و ناله و اداهایی میمون‌وار جای کلمات را می‌گیرد،‌ بعضی از صفت‌ها وجود نخواهد داشت. بی‌گمان تحقق این ناکجاآباد، هول‌انگیز و بسیار نامحتمل است. اما اگر می‌خواهیم از بی‌مایگی تخیل و از امحای ناخشنودی‌های پرارزش خود که احساسات‌مان را می‌پالاید و به ما می‌آموزد به شیوایی و دقت سخن بگوییم‌ و نیز از تضعیف آزادی‌مان بپرهیزیم باید دست به عمل بزنیم، دقیق‌تر بگویم باید بخوانیم".
آقای محمود بدرطالعی به بررسی سبک زنان نویسنده ایرانی دردوره های مختلف پرداختند.ایشان به سالهای 1327-1300 اشاره کردند و اینکه در آن زمان نویسندگانِ قدَرمرد بسیار بودند. ولی زنان، به قول شاملو به تعداد انگشتانِ دست هم نمی رسیدند! اما بعداز سیمین دانشور، نویسندگان زن قدَری همچون گلی ترقی ، مهشید امیرشاهی وشهرنوش پارسی درزمینۀ ادبیات ظهور پیدا کردند.آقای بدرطالعی گفتند«درتحقیقات مشخص شده ، چرا بعد از انقلاب تعداد نویسندگان زن بیشترشده.یکی از علت ها شاید حضور در خانه و بازنشستگی زنان باشد.دراین قسمت سه نوع نویسنده داریم.1- نویسندگان جدی مانند سیمین دانشور2-  نویسندگان عامه پسند مانند فتانه حاج سید جوادی و بلالی 3-   نویسندگان  بینابینی مانند زویا پیرزاد .وی گفت در داستان های پرفروش ، شخصیت های زن داستان معمولا زن سنتی و فراموش شده هستند.زنی که مرد می خواهد اورا به سلطه بکشد واو هیچ عکس العملی نشان نمی دهد.در صورتیکه شخصیت های زن می توانند عرصه وسیعی را دربر گیرند.ذات هنر برخاسته از این است که انسان به نداهای درون خویش پاسخ بدهد.»
سپس نویسندۀ "خوشه های اقاقیا" وخانم الهام کیانپورهرکدام بخشی هایی ازکتاب "خوشه های اقاقیا" راخواندند.
همچنین آقای ابوالقاسم مبرهن به ادبیات ، به عنوان یکی از ابزارهای جامعه شناختی اشاره کردند.ازرمان "جنگل" در دوره آیزن هاور گفتند واینکه چگونه توانست دولت آمریکا راموظف کند تا به مشکلات کارگران رسیدگی کند.ایشان داستانی  ازسیاست نامه را که درباره عمرو لیث و شکست سپاهش بود نیز برای حضار تعریف کردند.
خانم سهیلا فرزاد نیزدرآخرمتنی، درمورد نوشتارزنان ایران خواندند:
" وقتی به تاریخ نوشتارهای زنان ایران نگاه می کنیم، به زنان زیادی از جمله رابعه قزداری، مهستی گنجوی ، فخرالسلطنه فروهرکه اززنان فعال ونویسندۀ عصرمشروطیت است،صدیقه دولت آبادی نویسنده وروزنامه نگاروبی بی فاطمه استرآبادی برمی خوریم. فاطمه استرآبادی اولین بانوی روشنفکرایرانی است که از نگاه زنانه به نقد اجتماعی می پردازد(اوکتاب طنز معایب الرجال را درجواب به کتاب تاُدیب نسوان به رشتۀ تحریر درآورده است).
الیس آرزومانیان نویسندۀ ارمنی وپیشکسوت زنان داستانویس گیلانی به واسطۀ رمان"همه ازیک" درسال 1334 به عنوان اولین زن داستانویس استان ما،گیلان شناخته شد.از زمان مشروطیت،بستری فرهنگی برای زنان فراهم شده بود ،بویژه برای زنان گیلان که همیشه پا به پای مردان درعرصه های اقتصادی فعالیت کرده اند ومردان  به آنان نگاهی دیگرگونه دارند،نگاهی نه از جنس دوم.روند داستانویسی زنان گیلان تا قبل ازدهۀ هفتاد شمسی آن چنان گسترده نبود.پس از الیس آرزومانیان سال ها گذشت تا خانم فرخ لمعه با نثرگران خود قلم بزند.کم کم به دهۀ هفتاد وهشتاد شمسی می رسیم. در این دهه ها مسائل وبسترهای تحریک کننده اجتماع باعث روی آوردن زنان به طور جدی به حوزۀ ادبیات شده است. بسیاری از جامعه شناسان ادبیات ومنتقدان ادبی،با علم به اینکه آثار فرهنگی دربستر اجتماعی تولید می شوند، مدعی اند که رمان ها را می توان داده های جامعه شناختی محسوب کرد. زنان می نویسند تا لذت خواندن را به هم نوع خود وآن جنس دیگربدهند ودر خواننده این احساس را به وجود آورند که نزدیکی وهم دردی را درجهانی زنانه،هم چون دوست، محرم اسرار ومشاور با خوانندگانشان در میان نهند.زیرا رفتن به ساحت های موازی یکی از تجارب غیر قابل انکار زنان است."
خانم ربابه کریمی که اجرای این مراسم را بر عهده داشتند، درخاتمه از خانم شهین بابا علیان خواستند، به همراهی نویسنده ،کتاب "خوشه های اقاقیا" را رونمایی کنند .

گزارش از: پروانه اظهاری








 

 

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 839
بازدیدکنندگان ديروز : 1047
بازدیدکنندگان در هفته : 9175
بازدیدکنندگان در ماه : 40375
بازدیدکنندگان در سال : 476150
کل بازدیدکنندگان : 1405744
کاربران آنلاین : 55