گزارش جلسه داستان خوانی در تاریخ 92/1/27

جلسه در ساعت 17:45با حضور جمعی از هنرمندان و علاقه مندان در خانه فرهنگ گیلان برگزار  گردید. در ابتدای جلسه خانم طیبه رضایی داستان خود را قرائت کردند. که با هم قسمتی از داستان "ادا در بیارها" را می خوانیم.

پسر از زدن دست می کشد. شب از نیمه گذشته.حتما می خوابد. خوابم نازک ده. مثل پوست هوا. با نفس گربه ی روی بام هم بیدار می شوم. صدایش با بچه ی آدم فرقی نمی کند. تازگی ها یک مرض نو پیدا کرده ام. خواب و بیداری ام خلط می شود. یادم نمی آید توی خواب برس کشیده ام یا بیداری. دستم بین تاره گیر کند تکلیف معلوم است. مسخره است که بخواهی از منگولی بنویسی و نتوانی عادت خودش را به خودش بدهی.

شالکوهی:
جزء پردازی و قلم داستان بسیار زیباست. ولی واقعیت این است که نمی دونم از چی لذت بردم چون تصاویر پشت سر هم هستن.

نوروزی پور:
داستان اطناب دارد. کشف شهود در داستان وجود ندارد. واژگانی که استفاده شده به تار و پود  متن ضرر می زند. محوریت داستان وجود ندارد. متن باید از حالت کسالت بار بیرون آید.

مومنی:
من این فرم داستان را دوست دارم. من مرز روایت را گم کردم. نمی دانم کجا تصویری و کجا خطی است. من با ساختار متن مشکل دارم. از زبان لذت بردم. من فقط داستان را گوش دادم.

یحیی زاده:
من متوجه نمی شوم چطور زبان را از کار جدا می کنید چون حالت تنیده وجود دارد. اگر ضعیف باشد هر دو ضعیف است.

شهابیان:
این داستان روایت خطی ندارد. زبان خوب است ولی در خدمت کار گرفته نشده است.دایره واژگان وزین بود. هم چنین قصه گی این متن محو است.

کریمی:
دو قصه وجود دارد. پسر همسایه و دیگری تئاتری که وجود دارد. این داستان حالت ذهنی دارد. به فرم بازی با زبان است ولی مونولوگ گونه نیست. راوی خواسته از جامعه بنویسد. این متن باید چند بار خوانده شود.

فتوحی:
منظور دوستان  از زبان، نثر داستان است. انسان یعنی زبان. اجتماع، قدرت، فرهنگ و سیاست همه زبان است. مخاطبان امروزه داستان، مترویی و فیس بوکی هستند و جریان داستان نویسی به سمتی می رود که فقط لایک بخورد.

طالبی:
زبان متن زایش خود قصه است. جدا از فضا سازی نیست. زبان زایش ندارد و تکرار می شود. همپای ذهن و زبان وجود ندارد. بسیار خوب است وقتی جوانی تسلط به واژگان دارد و تصاویری زیبا در متن ارائه می دهد. و مطمئنا با زمان تغییراتی رخ می دهد چون مواد اولیه وجود دارد. منظور از ادا دربیارها را متوجه نشدم. این کلمات جدید است.

سلحشور:
این داستان به دایره واژگان ما اضافه کرده و به نظرم این خوب است. در قسمتهایی از متن فعل ها شاعرانه بکار برده شده که خوب است و تاکید را نشان می دهد. مانند" حتی وقتی خشم چارچنگولی چمبره می زند روی هیکلم" و در جاهایی متن را خراب کرده است. این متن نیاز دارد که چند بار خوانده شود. بنظرم این متن باید پاساژ پردازی شود. متن به پسر خوب پرداخته است.

در بخش دوم جلسه داستان، آقای منوچهر بهدانی داستانکی  بنام" دوباره ترانه خواندم" را قرائت کردند. که با هم بخشی از آن را می خوانیم.

اطرافم پر از صداهای شادی بود و چهره هایی مهربان ولی من نگران و دلشوره داشتم توجه نمی کردم تا اینکه احساس کردم دستانی پر ازبوی خوش مرا در آغوش گرفت به من امنیت دادبه من آرامش داد در گوشم زمزمه ای شنیدم. عزیزم نازنین عشق من، خوش آمدی.

خلیلی:
داستانکی که راوی جنین است به مخاطب خود چه می خواهد بگوید. برای رساندن حس خود باید کار مضاعف انجام می دادید که مخاطب نیز خود را جنین حس کند و به راوی نزدیک شود. بنظرم کل عمر را نشان می دادید بهتر بود. هم چنین من حس شما را برای نوشتن ستایش می کنم.

مقدسیان:
من حسم این است که شخص راوی یک راوی غیر قابل اعتماد است. راوی در عالم درونی است و در مورد اطراف و جامعه خود صحبت می کند و می خواهد فضای پر التهاب را نشان دهد. افعال متن گزارشی و گذشته عنوان شده اند.

تنهایی:
با پاراگراف آخر ارتباط برقرار کردم. نوزادی که تجربه ندارد حالت امنیت را نمی داند. در کل ایده جالبی است.

مومنی:
محتوای داستان را در نظر بگیرم، با نویسنده در مورد جنین ارتباط برقرار کردم. من از داستان لذت بردم.

زاد عیسی:
در یک مجموعه کوتاه، راوی توانست با خوش باوری هایش زندگی کند و در روند پروسه قرار می گیرد. این باورها به او آرامش می دهد اما در پایان اثر منفی القاء می شود و انسان افکنده شده را نشان می دهد.

شهابیان:
افعال گذشته است و حس کلی الان خودش نسبت به جنین است. این متن، طرح یک زندگی نامه است که راوی می تواند یک رمان یا داستان بنویسد.

یحیی زاده:
سطر آخر کاملا نشان می دهد که شخصیت داستان مرده است و دارد از قبر می نویسد. داستان انسان از بدو تولد تا از دنیا رفتن است. ما باید ببینیم گره گاه کار که آن را قصه کند، موفق بوده یا نبوده است؟

فتوحی:
این کار، بافت داستان ندارد. در متن، شخصیت، زاویه دید، حرکت، فضا و عناصر یا نیستند یا منفعلند. ذکر یک واقعه نیاز به عناصر سازندهء داستان دارد و مهم چگونه گفتن است و این دلیل ماندگاری یک متن است.

فکرآزاد:
به جنین خیلی تاکید کردید و عمر 60 یا 70 ساله ، کوتاه بیان شده است. جنینی که بزرگ می شود. لحن و زبانش باید تغییر کند.


در ادامه جلسه  خانم عادله زاهدی داستان خود را بنام "پیچک"  قرائت کردند.

شهابیان:
شخصیت مرد مبهم است. از نظر زبان و داستانک خوب است.

سلحشور:
به اعتقاد من مشهوداست  که مرد مرده است. قسمتی از داستان ناباورانه است. چطور مادر در حین رانندگی چطور مادر چال صورت پسر را ببیند. بار داستان باید تقسیم شود. وزن و تپش داستان باید بیشتر شود. یک پایان نیمه باز یا باز بهتر است.

خلیلی:
فعل زمان مضارع دارد. ولی تفاوت زمانی دیده نمی شود. در این داستان به ویلا پرداخت شده است.

شالکوهی:
حس مادر در نبود پدر خوب نشان داده شده است.

مومنی:
به نظرم رخدادی در متن وجود ندارد.

کریمی:
این فضا در جنوب  وقتی برگها سرخ است دیده می شود و مانند آتش سوزی به نظر می رسد.

در پایان جلسه آقای آقازاده  و  نوروزی پور داستان خود را قرائت کردند.

شروع جلسه: ساعت 17:45
پایان جلسه: ساعت 20

مهرک ممیزی نژاد
mehrak_momayyzei@yahoo.com

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 830
بازدیدکنندگان ديروز : 1047
بازدیدکنندگان در هفته : 9166
بازدیدکنندگان در ماه : 40366
بازدیدکنندگان در سال : 476141
کل بازدیدکنندگان : 1405735
کاربران آنلاین : 46