گزارش جلسه نقد کتاب "از خانه تا خیابان" از افسانه عیسی‌زاده


جلسه در ساعت 17:30 روز سه‌شنبه 27 خرداد 93 با حضور جمعی از هنرمندان و علاقه‌مندان آغاز شد. در ابتدا فرامرز طالبی ضمن خوشامدگویی جلسه را آغاز کردند سپس ربابه کریمی از افسانه عیسی‌زاده در خواست کردند که یک داستان را از کتابشان قرائت کنند. نویسنده داستان "پیرهن قرمزی" را خواندند که بخشی از آن را با هم می‌خوانیم.
به ساعت نگاه می‌کنم، دلشوره می‌آید سراغم. با هول بلند می‌شوم. زیر گاز را روشن می کنم. می‌دوم در اتاق را باز می‌کنم، ماک جلوتر از من می‌رسد. یکی از دخترها خواب است و آن یکی چیزی می‌نویسد، شاید نامه باشد؟! به جهنم، بگذار بنویسد، حمام که رفت می‌روم سراغش؛ تا یک ساعت دیگر می‌فهمم برای کی نوشته. از اتاق بیرون می‌آیم، لباس چرک سامان را بر می‌دارم. با بوی نا آشنای لباس سرم توی لباس شویی می‌رود. ماک پارس می‌کند. گیج و منگ دست‌هایم را بو می‌کنم. ماک که نزدیک می‌شود بو تندتر می‌شود. بغلش می‌کنم، دم تکان می‌دهد، بوی عطر ملایم وشیرین از وسط پیشانی‌اش می‌آید. پرتش می کنم، روی کمر می‌خورد زمین مثل فنر روی چهار دست و پا می‌ایستد، با دهان باز و زبانی در آمده زل می‌زند به من دمش را تندتند تکان می‌دهد و پوزه‌اش را به پایم می‌مالد، با پشت پا می‌زنم توی پوزه‌اش. خودش را عقب می‌کشد و ناله می‌کند." کوفت! دیشب با اون لندهور رفته بودی پی کثافت‌کاری ناله نمی‌کردی، گفتم اگه یک نفر توی این خراب شده وفادار باشد تویی! من خر را بگو هی مرغ و گوشت بستم به خیکت!"
دست روی زانو می‌گذارم و بلند می‌شوم. در اتاق دخترها را باز می‌کنم. یکی خواب است، آن یکی دمر افتاده روی دفتر و دهانش مثل غار باز مانده.
نقد حضار به شرح زیر می‌باشد:

لاله فقیهی:
زبان روایت شیرین و روشن بود و دوست داشتم داستان را ادامه بدهم و بخوانم. داستان‌ها فلش‌دار است و طنزش را دوست دارم. زبان ها محاوره‌ای است و خیانت خوب عنوان شده. با داستان اول نمی‌توانستم کنار بیام نمی‌دانم تخیلی است یا نه؟ نشانه‌ها را نمی‌دیدم. بعضی داستان‌ها احتیاج به پرداخت دارد و روی داستان‌ها، تامل کافی نشده است. داستان‌ها چند صدایی نیستند. روی روانشناسی شخصیت‌های داستان، کم کار شده است و همه شبیه هم هستند. در داستان "دست خالی من" اول شخص ناظر است و عملا نقشی در داستان ندارد. ظاهر داستان را متوجه نشدم. این اول شخص ناظر مثل روح بود. در داستان "حالا وقت چاشنی" چند جا تناقض وجود داشت. داستان " پشت در" داستان خوبی بود؛ به زبان روایت از زبان بچه زیباتر بود.

منوچهر بهدانی:
*گلشیری می‌گوید: قبل از هر چیز باید بگویم که در عرصه نقد من به چگونه گفتن می‌نگرم نه از چه گفتن، پس برای من اول متن و بعد نویسنده و بعد زمانه او و رابطه این موارد با روزگار ما مطرح است.
باید بگویم داستان نثر روان و بسیار خوبی دارد و جمله‌ها با کلمات مناسب و بدون حشو و زواید نوشته شده. آنگونه که خواننده از خواندن آن اذیت نمی‌شود. داستان شرح واقعیت‌هایی هست که همه ما در زندگی روزمره می‌بینیم و اتفاق می‌افتد. بنابراین متن داستان مبنای حقیقت دارد. می‌ماند اینکه نویسنده با خلاقیت فردی خود و تخیل و رویاپردازی اتفاق‌ها را جذاب و گیرا آنطور که خواننده را سویش جلب کند به تحریر در آورد یا نه، اگر نتواند بین اتفاق‌ها و واقعیت‌ها و رابطه‌ها و شخصیت‌های داستان ارتباطی منطقی و باورپذیر ایجاد کند یعنی موفق نشد و باید کار کند و بنویسد یعنی نوشته مشکل دارد، من از خواندن داستان‌ها که کاملا روایتی زنانه دارد مشکلی ندیدم ولی درگیر نشدم به فکر وانداشتم ولی واکاوی‌های روانشناختی بسیار زیبائی داشت بدون اینکه مستقیما اشاره کند شما در لابه لای متن پی می‌برید که آن شخصیت داستان چرا سرخورده هست و چرا به خاطر تمایلات عاشقانه و یا نیاز عاطفی و یا مادی به خرافات پناه می‌برد. بی‌گمان شما هنگام خواندن، چهره‌هایی در ذهنتان به تصویر در می‌آیند. چهره‌هایی آشنا، کتاب روایت‌هایی است که خواندیم، شنیدیم و دیدیم. لازم است به اتفاق‌های تازه و نو و عمیق اجتماعی پرداخته شود. دغدغه‌های زنان جامعه ما فراتر از این‌هاست.

پرویز فکر آزاد:
من از خواندن کتاب لذت بردم. از نثر و صمیمیت روایت خوشم آمد. اینکه شخصیت‌ها در داستان‌های این مجموعه به هم شباهت دارند حسن یک مجموعه داستان است. البته در برخی موارد هست که جملات کوتاه با افعال زیاد پشت سر هم می‌آیند که به نظر می‌رسد نویسنده قصد سرعت بخشیدن به روایت را دارد ولی ماجرا عملا به کندی پیش می‌رود و در روند روایت اخلال ایجاد می‌کند.

نرگس مقدسیان:
از نگاه من داستان زبان خوب، راحت و پذیرفتنی است. لحن از نظر من خوب بود. فرم ساختار رئالیسم اجتماعی است. که نویسنده با ناخودآگاه سر و کار ندارد. برش‌هایی از وضعیت اجتماع است. نوشتار زنانه است و دغدغه‌های زنانه برجسته است.   شخصیت‌ها بعضی موارد ضد مرد می‌شود. در روایت‌ها، راوی‌های اصلی، اول شخص است و یک مورد بچه است و در یک داستان، شخصیت مانند عکاس بود که داستان فرم و ایجاز بهتری دارد. "پیرهن قرمزی" و " دست خالی" داستان‌های قوی این مجموعه هستند.  در داستان " من و تو" به سهم مخاطب اهمیت داده نشده. در داستان پیرهن قرمزی ایجاز وجود دارد. دربعضی از داستان‌ها جایی برای تفکر وجود ندارد یعنی دوبار خواندن داستان چیز جدیدی به مخاطب نمی دهد. بن مایه داستان فقر، فساد و خرافات است. از نظر تکنیک مشکل تکرار سوژه‌ها و فرم زیاد است.

ربابه کریمی:
در این کتاب نگاه به وقایعی که برای یک زن اتفاق می‌افتد خیلی جالب بود. مضامین آشنایی هستند. خیانت، ترس از ترشیدگی، حضور سگ در خانه که صاحبش از هم صحبتی آدم‌ها در می‌ماند و او را مونس قرار می‌دهد و او هم خیانت می‌کند. فقر خیلی خوب نشان داده شد. نام کتاب " از خانه تا خیابان" نامی است که با روایت‌های کتاب هم‌خوانی خوبی دارد. روانشناختی و برش‌‌هایی از زندگی و وسواس‌هایی را می‌توان در روایت‌ها دید. داستان‌های " من و تو" و " من هم عینک می‌زنم" باید بیشتر پرداخت شود. داستان پیرهن قرمزی واقعا  یک بحث روانشناختی است و مورد یک کودک که در چشم عروسکش سوسک می‌رود و در این داستان عنوان می‌شود خیلی خوب جلوه می‌کند.

فرامرز طالبی:
خیلی چیزها می‌تواند ما را دلخوش کند. و یک ضربه است که می‌تواند یک اثر را  ماندگار نگه دارد.  مهم این است که کدام داستان در ذهن‌مان می‌ماند. بعضی از داستان‌ها فاقد روانشناسی است. داستان پیرهن قرمزی و داستان آخر را دوست دارم چون در درون مخاطب چالش بوجود می‌آورد. مهم این است که نویسنده چطور داستان را ورز دهد و پرداخت نماید.

محمدی:
بنظر من جایگاه زن ایرانی در این داستان (من هم عینک می‌زنم) خوب نشان داده‌شد. داستان شبیه حرکات موزون بود.

مختصری از صحبت‌های افسانه عیسی‌زاده در بخش پایانی:
ممنونم برای اینکه شما عزیزان وقت گذاشتید و کتاب را خواندید و نقد نوشتید. چهار سال گذشت تا این کتاب چاپ شد. اسم داستان عوض شد. داستان‌ها و صفحات کاسته شدند. من فقط دلم می‌خواست که این کتاب چاپ شود. لطف داشتند که این اتفاق افتاد که " پیرهن قرمزی" بعنوان تک داستان برگزیده جایزه گلشیری شد. چون من به پیرهن قرمزی بعنوان طرح نگاه می کردم. من 8 سال است که می‌نویسم و نمی‌توانم از دنیای زنان بیرون بیایم. در محله ای بزرگ شدم که زنانش له شده بودند و این در جسم و جانم بسیار نفوذ کرده است.

شروع:17:30
پایان: 20
mehrak_momayyzei@ yahoo.com

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 302
بازدیدکنندگان ديروز : 1898
بازدیدکنندگان در هفته : 10912
بازدیدکنندگان در ماه : 41287
بازدیدکنندگان در سال : 455829
کل بازدیدکنندگان : 1891552
کاربران آنلاین : 63