گزارش نقد و بررسی دو مجموعه شعر علی‌رضا پنجه‌ای در خانه‌ی فرهنگ گیلان

نشست نقد و بررسی دو مجموعه شعر "کوچه چهرزاد" و "عشق همان اویم است" اثر علی‌رضا پنجه‌ای شاعر و وزنامه‌نگار در ساعت 18:00  مورخ 9-6-93 در عمارت خانه‌ی فرهنگ گیلان با حضور خیل علاقه‌مندان به هنر و ادبیات برگزار شد.
مدیریت این نشست را عباس گلستانی -شاعر- بر عهده داشت، وی در ابتدا دو شعر از دو مجموعه مذکور و نیز بیوگرافی شاعر را برای حاضرین قرائت کرد و در ادامه از علی‌رضا پنجه‌ای دعوت نمود تا برای شعرخوانی پای تریبون قرار گیرد.
پنجه‌ای ضمن خوانش چند شعر از دو مجموعه ی مذکور گفت:انسانی که می‌خواهد رشد کند نباید از نقد دوری کند، من از مرگ نمی‌ترسم و همه مهمان هم هستیم.همه باید دوست داشتن را ترویج دهیم. امیدوارم کتاب "دونده ی از خود" به زودی توسط نشر نصیرا منتشر شود.
پس از صحبت‌های کوتاه پنجه‌ای، مدیر نشست-عباس گلستانی - یادداشت علی باباچاهی را پیرامون شعر علی رضا پنجه ای خواند،باباچاهی در بخشی از این یادداشت اظهار داشت:  علی رضا پنجه ای را از سال های دور می شناسم و تا آنجا که یادم می آید همیشه احساس خوبی میان ما دو نفر برقرار بود. البته طبعا این گفته ی من مستند است به این دلیل که از همان موقع که نام "عقیق برنا" را برای خودش برگزیده بود می دیدم که روی  شعرهای من تدقیق کرده و خوانش هایی را به عمل می آورد. یادم هست در باره ی اولین مجموعه اشعار من نیز مطلبی را نوشته بود. اما این اشاره را به این خاطر داشتم که او در ذهن من جایگاه خاصی دارد طبعا نه به این دلیل که روی آثار من یادداشت نوشته است بلکه من خواستم برای سخنانم سند تاریخی ارایه دهم.
از این مسئله که بگذریم علی رضا پنجه ای با شور و شوق و تحرک خاص خود، همیشه در صحنه ی شعر امروز ایران حضور داشته بی آن که ادعایی نا به جا و زیاد داشته باشد، به نظر من تجلی حضور او همیشه محسوس بوده است.آنچه برای من در این میان اهمیت دارد رفتار حرفه ای یک شاعر است و خاصه پیگیر بودن او که می توان این دو خصیصه را به علیرضا پنجه ای نیز نسبت داد. من همیشه چهره ی متبسم و روی خوش او را در ذهنم دارم و نسبت به رفتارهای  شعری اش احساس خوب و خوشی داشته ام و ...."
سپس دکتر علی رضا نیکویی استادیار دانشگاه  زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان جزء اولین منتقدین این نشست بود که در باره ی این دو مجموعه گفت:من سه دهه است که با آقای پنجه ای آشنا هستم،شعر و نقد شعر را پیش ایشان آموختم و این مقام انس با ایشان موجب می شود که کار نقادی را سخت کند،پنجه ای پهلوان عرصه ی شعر است. شاعرانه زیستن و شعرشناس بودن ایشان از نکات ممیزه ی این شاعر است. پنجه ای در عرصه ی روزنامه نگاری نیز بسیار پوینده و فعال است.
دکتر نیکویی در ادامه افزود: ناقدین بسیاری به تعریف فرم اقدام نموده اند من در اینجا می خواهم شعر های پنجه ای را از دریچه عباس عارف ببینم.ایشان فرم را طرز حضور می داند.و معتقد است هر شاعری بر حسب طرز حضور است که فرم شعر را می سازد.هر شاعر بر اساس هر موقعتی که قرار می گیرد به حضورش فرم می دهد.در فرم تعبیر افقی و عمودی داریم.در محور افقی وقتی فرمی ایجاد کردم نمی تواند بدون عقبه باشد.فرم به صورت عمودی در واقع محصول ابداع و خلاقیت شاعر است. در واقع در مفهوم فرم تعیین و حضور مهم است.
در شعر چه چیزی به من تحمیل می شود.فرم ارتباط و الگوسازی است. الگوساز بودن را یکی از منتقدان شعر نفی عناصر حاشیه ای می داند. وقتی ما در فرم از الگومندی پیروی کنیم در واقع به نفی تصادفی بودن روی می آوریم. دریدا می گوید قاب یک اثر حتی می تواند در خود اثر  تاثیر گذار باشد. مثل شعرهایی که آقای پنجه ای از مجموعه شعر "عشق همان اویم است" خواند و عنوان کرد. توجه به اسم شعر و تاریخ شعر به دریافت مخاطب کمک می کند چرا که حلقه های متصل هستند.
این استادیار دانشگاه زبان و ادبیات فارسی در ادامه عنوان کرد:در باب زبان، نظریه های متفاوتی وجود دارد. بعضی از شعرهای این مجموعه بر کلیت شعر حکومت می کنند،یعنی جایی که گفتیم باید تمام اجزاء شعر بالانس باشند و یکی بر دیگری سیطره نداشته باشد،می بینیم که در مجموعه شعر های آقای پنجه ای این قاعده بعضا نقض شده است و گاه فرم و گاه زبان در شعر حکومت دارند.به گونه ای که این رفتار گاه حتی اندیشه ی شاعر را نیز تحت شعاع قرار می دهد.حال سوالی که می توان مطرح نمود این است چه چیزی شعر است و چه چیزی نا شعر؟آیا جملات پرویز شاپور را باید شعر بدانیم؟آیا آن را شعر می گویند؟آیا هرچه که از عالم عظیم معنا متبادر می شود،شعر است؟من اعتقادی به چنین چیزی ندارم. به نظرم در کتاب "عشق همان اویم است" اگر چه کارهای زیبایی در آن حضور دارد اما آیا برخی از این شعار را باید کاریکلماتور دانست؟
دکتر نیکویی افزود:مثلا به صحرا شدم عشق باریده بود یک جمله قصار ادبی است و شعر نیست. حال سوال این است اگر نمی توانیم بگوییم شعر چیست آیا می توانیم بگوییم نا شعر چیست؟من معتقدم در "عشق همان اویم است" اگر چه شعرهای بسیار خوبی حضور دارد اما بعضی از آن ها وجوه شاعرانه را ندارد. به نظر برخی از شعرها صرفا عکس های لحظه ای است،حالا با این ها چگونه باید برخورد کرد؟این که من بیایم بگویم آتش فشان سرداری است که سرش بریده،حد یقین این شعر چیست؟من برای آتش فشان صدها تصویر می توانم بسازم.کجای این شعر فرم دارد.چه طور می توانم این حد را مشخص کنیم که صرف وجود یک لحظه بتواند شعر شود.مثلا شعر سرطان منی!به نظر من فرم و زبان در این شعر شکل نمی گیرد،بلکه فقط شاهد بیان یک لحظه و تصویر هستیم.این حد از ایجاز در شعر با یک لحظه ساخته می شود.سوال این است کجا می توانیم یک تصویر لحظه ای را شعر تلقی کنیم به اعتبار چه چیزی فرم یا زبان؟از نظر من تصویر خالی نمی تواند شعر باشد.
دکتر نیکویی سپس در باره ی شیفتگی زبان در مجموعه شعر "کوچه چهرزاد "به ذکر مثال هایی پرداخت و گفت:بعضی اوقات اقای پنجه ای به خاطر ایجاد لذت های زبانی دچار لزوم مالا یلزم می شود خاصه در شعر صفحه 109 که بخش اول شعر و بخش پایانی با کلمه ی "گور" بازی شده است. آن ایجازی که در شعر باید باشد در اینجا اتفاق نمی افتد.هر چند که این شعر، شعر خوبی است اما می توانست موجز تر نیز بیان شود.من معتقدم زیبایی مولفه ی اصلی شعر نیست بلکه می تواند جزء پیامد شعر باشد،آقای پنجه ای در مجموعه شعر "کوچه چهرزاد" قطعاتی دارند که خود می تواند به تنهایی شعر باشد. ایشان در پایان شعر "نام ،نام تو" را از این مجموعه جزء اشعار درخشان شعر معاصر دانستند.
در ادامه  بخش دوم این نشست،گلستانی اقدام به خوانش یادداشتی از سیدعلی صالحی پیرامون علی رضا پنجه ای اختصاص کرد، صالحی در این یادداشت کوتاه اظهار داشت: علیرضا از جمله جان هایی است که واژه هایش برای من خورسندی بسیار به بار می آورد.چندین دهه است که میان شاعران اهل گیلان تعدادی را دوست می داشتم و دوست دارم که پنجه ای نیز یکی از آن ها است.این سعادت را داشته ام که طی زندگی خود، با شاعران خوب شهرستانی ملاقات هایی را داشته باشم.آن چه از علی رضا پنجه ای در ذهن من باقی مانده چهره ی یک شاعر بسیار جدی است و من هم چنان امیدوارم که چنین شاعرانی در سراسر کشور با امید و تکاپو ادامه دهند.برای علیرضای عزیزم سلامتی و آفرینش مداوم را آرزومندم. به آن امید که در آینده ای نزدیک باز هم دیدار میسر شود.
منتقد دوم این نشست دکتر سینا جهاندیده شاعر و منتقد  و مدرس دانشگاه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان گفت:من معتقدم شاعری که 9 مجموعه شعر دارد اصلاح کردنش مقدور نیست.من می خواهم بخش ابتدایی صحبت هایم را بااین پرسش آغاز کنم چرا زبان شعرهای پنجه ای چند وجهی است و بعد می خواهم در پاسخش بگویم اگر به شعرهای پنجه ای دقت کنید درگیر زبان عاشقانه است. زبانش نوستالژیک  و تاریخ مند است. این موضوع بر می گردد به یک اشتباه که در مجموعه "کوچه چهرزاد" اتفاق افتاده و آن تغزلی از شعر شاملو است که با ویرایش جدید آقای پنجه ای به اشتباه به عنوان شعر ایشان در مجموعه آمده است. آیا این اشتباه است؟آیا این استعاره است؟چرا این اتفاق افتاده است؟این اشتباه نیست چون ویرایش شده است؟ آیا سرقت ادبی صورت گرفته است؟سرقت از شعر شاملو به مانند سرقت ماشین پلیس است. من می خواهم بگویم چرا پنجه ای این گونه فکر می کند،آیا او به زبان عاشقانه فکر می کند؟او سال های ابتدایی شعر درگیر زبان شاملو بوده است . او وابسته به سنت  و مدرنیته است. ایشان شاعری مدرن است.آیا وسوسه های پست مدرن در ایشان نیست؟یک نفر دارد به چند زبان فکر می کند.چند گفتمان در موازات هم هستند.این استعاره می تواند یک گفتمان شاعرانه باشد. می تواند به سبب تاثیر شاملو باشد.در این مجموعه شعر "کوچه چهرزاد" زبان شدیدا موسیقایی است. اما وسوسه ی جدا شدن  زبان شعرش را دو وجهی می کند.چیزهایی در این زبان است که زبان برایش جذاب است. وقتی آقای پنجه ای شعرهای بلندش را می خواند چشم هایش مدام تکان می خورد چون به زبان این شعرها فکر کرده است. برای همین می خواهم در جواب دکتر نیکویی بگویم مجموعه شعر "عشق همان اویم است" می تواند یک وجه سرگرمی برای شاعر داشته باشد همان گونه که ایشان نیز گفتند این شعرهای کوتاه قابلیت پیامک زدن نیز دارند.به نظر من پنجه ای توانسته در "کوچه چهرزاد" وسوسه گفتن حماسه در شعر عاشقانه را از این نوع شعر حذف کند.
دکتر جهاندیده در ادامه عرایض خود افزود: در نوستالژی شعر پنجه ای سیاست خاصی نهفته است. پنجه ای تلاش می کند آن ایدئولوژی که در شعر شاملو بوده را در شعرش نداشته باشد.به نظر من این ها وسوسه ی پنجه ای هستند.من می خواهم بگویم پنجه ای در مجموعه های دیگرش نیز همین تکنیک ها را ادامه خواهد داد. گفتمان مدرن را ادامه خواهد داد. وسوسه هایی اتوماتیک وار هستند که شعر او را شکل می دهند. مثلا "شعر کیو کیوی عطر دهان تو" یکی از این وسوسه هاست.موسیقی شعر مختل شده است.پیدا کردن زبان تازه از مجموعه ی "عشق اول" تا دو مجموعه ی مذکور، موضوعی است که پنجه ای را درگیر کرده است. او به شکل واژه هم حتی فکر می کند.مثل واژه هایی چون گذشتاگذشت،هنوزاهنوز که بسامد بالایی در شعر او دارند.او به کلمه فکر می کند با کلمه زندگی می کند و بعد آن را بازی می کند.اگر می بینید در شعر مثلا ص 16 نمی تواند از شعر مدرن فاصله بگیرد صرفا به خاطر زبانیت زبان است.
جهاندیده سپس به طرح پرسشی از حاضرین در نشست پرداخت و گفت: به نظر شما چرا باید شعر عاشقانه در ایران تا این حد زیاد باشد. ما در دهه هفتاد از عشق بسیار گفتیم. شعر عاشقانه یک گفتمان تکراری ندارد.در شعر شمس و صالحی این شکل گفتمان هر کدام به نحوی است در شعر پنجه ای و باباچاهی نیز شکل دیگری دارد.پنجه ای به شعر موضوع گرای عاشقانه توجه دارد شمس به شعر مضمون گرای عاشقانه.اما پنجه ای دچار نوعی سانسور می شود اما مثلا شاعری چون علی عبدالرضایی شعر عاشقانه را به حد شعر پورن می رساند،خاصه در کتاب عاشق ماشق که من مانده ام چگونه مجوز گرفته است؟!
دکتر جهاندیده در ادامه به شعرهای عاشقانه اما سیاسی شاملو اشاره کرد و افزود:چرا شاعری چون شاملو به عشق پناه می برد،شاملو اگر به عشق پناه می برد بی دلیل نیست چون عاشقانه های او وجهی سیاسی دارند.اما جالب است در شعر پنجه ای عاشقانه ها با رویکردی اجتماعی پیوند خورده اند و با نوستالژی بیان می شوند.شعر پنجه ای همیشه طعمی رمانتیک دارد.پنجه ای شاعری صریح الهجه است.کمتر شاعری است که درباره ی رشت تا به این حد شعر گفته باشد. شعر پنجه ای تو در توی زمان سروده می شود.
هادی میرزانژاد به عنوان ناشر مجموعه شعر "عشق اول" علیرضا پنجه ای در باره ی اشعار این شاعر گفت:ای کاش دو مجموعه شعر باهم نقد نمی شد چون به نظر در این نشست پیرامون مجموعه شعر "کوچه چهرزاد" به خوبی پرداخته نشد.من فکر می کنم علی رضا پنجه ای هرجا که در صدد بیان معناهای حقیقی در شعرش است موفق تر عمل می کند تا آن جا ها که قرار است معانی تازه ای بیافریند.من فکر می کنم هر کجا خواسته متفاوت عمل کند لذت کمتری را نصیب مخاطب کرده است. من به شخصه از شعرهای کوچه چهرزاد بسیار لذت بردم.
کورش جوان روح – شاعر- نیز در باره شعرهای پنجه ای نقد مکتوب خود را خواند و در بخشی از صحبت های خود عنوان داشت:سال هاست پنجه ای با این زبان صحبت می کند.ما شاهد چند پنجه ای با چند تفکر هستیم. او هنوز دوست دارد در شعر بازیگوشی کند.زبان شعری پنجه ای زبانی است که به بلوغ رسیده اما فخیم است. از شعور و شاعرانگی او نمی توان گذشت.جهان شاعر قابل لمس است. صداقت او در شعر مشهود است بدون هیچ گونه ادایی شعر می گوید.آرمان پنجه ای بدور از هر گونه هرزه بازی های زبانی است. او طبعی حقیقت خواه در شعر دارد. نگاه عارفانه‌ای را در شعرش می‌توان دید. دغدغه‌های او بومی محلی است اما نگاهی جهان شمول دارد.
در این نشست که سه ساعت و نیم به طول انجامید چهره‌هایی چون بهروز وندادیان، بیژن شهرستانی،قربان فاخته، الهام کیانپور، سیامک یحیی‌زاده، فرامرز توحیدی، علیرضا جلالی، اسماعیل حبیبی، مهرداد امیدی، مریم فرجی، سهیل سجودی، کیوان سلحشور، آزاده بشارتی، نازنین و فرشته تنهایی، ترانه مومنی، رهی رضوان، حسین نوروزی پور، شاهنده سبحانی، حامد پورشعبان، میثاق علی‌نژاد، علی‌رضا اله‌وردی، شهین باباعلیان، ستار جانعلی‌پور و مزدک پنجه‌ای حضور داشتند.








 

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 1115
بازدیدکنندگان ديروز : 1808
بازدیدکنندگان در هفته : 10109
بازدیدکنندگان در ماه : 41049
بازدیدکنندگان در سال : 476759
کل بازدیدکنندگان : 1402764
کاربران آنلاین : 70