گزارش نقد و بررسی مجموعه شعر "هی‌هات‌هامان" اثر بهنام ناصری در خانه فرهنگ گیلان

قطعا شعر است، قطعا شعر نیست
گزارش نقد و بررسی مجموعه شعر "هی‌هات‌هامان" اثر بهنام ناصری در خانه فرهنگ گیلان


گروه شعر فارسی خانه فرهنگ گیلان مورخ 94/3/17 در عمارت زیبای این خانه نشستی را به نقد و بررسی مجموعه شعر"هی‌هات‌هامان روایت فتح‌هامان" اثر بهنام ناصری اختصاص داد.
در ابتدا به خاطر عدم حضور شاعر در نشست به دلیل معاذیر شخصی،به توصیه ایشان ،ماهان تیرماهی چند شعر از مجموعه را برای حاضرین قرائت کرد.
سپس آرش عندلیب به عنوان نخستین ناقد پشت تریبون قرار گرفت و گفت: مجموعه شعر حاضر یک دهه از شعرهای بهنام ناصری است.او به ساختن در شعر بسیار توجه می کند.آیا چیزهایی که شاعر در این مجموعه سروده شعر است؟در کتاب شعر و شناخت ضیاء موحد آمده است:من شعر را رفتاری غریب با زبان می دانم،غریب به دور از کاربرد روزنامه ای و بیگانه با معانی.یا مثلا رویایی می گوید شعر اساسا کارش با زبان است. کلمه بعد فیزیکی دارد چون کلمه طنین دارد . در شعر ناصری موسیقی و لحن نقش مهمی دارد. شعرهای او زبان دارد و مطنطن است.شاعر از این بُعد توانسته کلماتی هم خون را کنار هم قرار دهد.کلماتی که کارکرد غیر شاعرانه دارند و توسط ناصری وارد شعر شده اند.با این توضیحات باید گفت ما با یک مجموععه شعر مواجه هستیم.شعری که زبانیت دارد و زبان برایش مهم است.
شاعر شعر زبان به تعبیر براهنی ،شاعری است که آوا را برجسته کند. در غزل و مثنوی،قافیه و ردیف کارکرد آوایی دارند. در شعر زبان،برجسته سازی و ساختار شکنی و عدول از نرم روزانه زیاد است. گسست روایت دارد.مدلول بیرونی ندارد.مدلول بیرونی شعرهای ناصری دیر به دست می آید.آیا این شعر زبان است و بر اساس زبانیت تئوری براهنی سروده شده است؟ شعر ناصری شعری نخبه گراست و پست مدرن نمی تواند باشد اما دنیای او دنیای پست مدرن است.چون هم انسان دارد و هم ساختار شکنی می کند.اینجا به لحاظ زبانی شعر او فاقد تصویر است،استعاره است.ناصری از این مسئله گذشته است،چون موسیقی مطنطن درونی دارد.جنبه های غنا و تخیل هم در شعر او وجود دارد منتها کم است.بینامتنیت شعرهای ناصری بیشتر به فرهنگ کوچه و بازار می خورد.
ماهان تیر ماهی:ناصری نه با بولدوزر و پتک بلکه قصد داشته با چکش هنجار زبان را بشکند. رولان بارت می گوید متن، متکثر است. زبان، مقوله پویایی است. این خاصیت در زبان وجود دارد که مدام خود را بازسازی کند.المان هایی که داده با آن المان ها خودش را تخریب می کند. بهنام ناصری، مدام تخریب می کند و سپس بازسازی  و بعد باز تخریب و ... اینها منجر به تکثر معنا می شود. این تکثر زیباتر از خود معنا ی زبان است .کتاب بهنام ناصری، خوانشی جدید از ناخواناست.در شعر "هی هات هامان" وزن زبان است که به زیبایی زبان می انجامد.کاری که ناصری می کند هزار توهای زبان را می خواهد نشان دهد.زبان ناصری،صعب ،بیمار و تو در توست.
مزدک پنجه ای: شاید بزرگترین آسیب این مجموعه میل به گفتن و صرف بیش از حد کلمات برای ارایه ی یک ایده زبانی باشد. البته او در این شکل گفتن و برقراری ارتباط مدام متوسل به یک تکنیک می شود.به نوعی او در شیوه بیان به تنوع نمی رسد چرا که به نظر رفتاری تقلیدی با زبان دارد . شاعر شعر ص 43  را  تقدیم به براهنی  به خاطر شعر معروف "هوش می"او، کرده است. براهني‌ به‌ گفته‌ي‌ خودش‌ در اين‌ شعر قصد داشته‌ تا‌ زبان‌ را زير و رو كند. به‌ اعتقاد براهني‌ در شعر او زبان‌ تكه‌ تكه‌ ‌ و از معني‌ دور شده است.با این اوصاف پس از خوانش مجموعه ناصری اولین چیزی که به ذهن متبادر می شود،تاکید مخاطب بر منشاء تاثیر رفتارهای زبانی شاعر از تئوری های براهنی و نزدیک نمودن زبان شعر خود به این الگو است. بر این اساس معتقدم ناصری نتوانسته در عرصه زبان و شعر خود را از هم گروهان خود متمایز سازد.
در توضیحی دیگر،ناصری بسیار رفتار کوششی در شعر دارد،ریتم و موسیقی شعر او بر خلاف سَلَف خود روان نیست. ضمن آن که سعی دارد با بازی های زبانی چون سلف خود براهنی،معنای اصلی را از مخاطب دور کند یا مخاطب دیر تر به معنای اصلی مد نظر او برسد یا در صدد است ابعاد وسیع تری از معنا را با برهم زدن نظم طبیعی جمله در ذهن مخاطب متبادر سازد.شاید این نوع بیان گری در ذات خود کارکردی ضد سوژه نیز داشته باشد.اگر هم سوژه ای در کار است،به صورت کلان نیست.مثل "ماهی تابه" که شاعر از ظرفیت چینش واژه های شکل دهنده "ماهی تابه" استفاده کرده و ساختار زبانی را در ساحتی به نام شعر عرضه می کند.در این تلاش،جهان شاعر معطوف به ابعاد معنایی یک واژه می شود و مخاطب را با  گستره مفهومی بیشتری مواجه نمی سازد.
مسعود عبدالله زاده: روبه رو دشن با این کتاب دو وجه اصلی خواهد داشت. معنا به نظر من بر سازنده ی ساختار شعر است.کتاب ناصری در چارچوب شعر زبان نمی گنجد.آیا کتاب ناصری میل دارد معنایی را انتقال دهد؟ اساس این کتاب با اغتشاش معنا مواجه است و در صدد تعویق معنا نیست. برای زبانی که من با آن مواجه هستم نقش ارتباطی مد نظر نیست. شما با به هم ریختن ساختار نحوی و صرفی دنبال چه چیز هستی؟ ما با دو گستره ی مصداقی رو به رو هستیم. گستره مصداقی عینی و مفهومی. به نظر می رسد بهنام در گستره ی مفهومی قرار بوده کار کند که بسیار با آن فاصله دارد. این کتاب که ناصری ادعای کارکرد زبان در آن دارد چه قدر زبانی که برهم زده را به گستره ی مفهومی زبان و جهان بیرون نزدیک کرده است.قطعا این کتاب شعر نیست.اما بسیار مهم است به آن دلایل که آرش عندلیب گفت به خاطر صداهای متن مهم است اما به لحاظ زبان شعر قطعا شعر نیست.
حسین اریس: نکته اول آن که ای کاش خود شاعر بود و شعرهایش را با لحن و زبان خودش می خواند.سوال من این است گادامر می گوید شعر و تفکر همپای یکدیگرند،شعر ساحتی است که تفکر، شاعرانه می شود. دوستانی که به شاعر نزدیک تر هستید ، کجای شعرهای ناصری تفکر می بینید؟
مریم پور آقا: در زبان شناسی، زبان و در شعر فرا زبان در خدمت زبان است. شعر زبانی،شعر فرا زبان است. وقتی شعر می گوییم از تکنیک های برون زبانی استفاده می کنیم. اینکه صرفا شعر باید بر اساس درخت ساختاری چامسکی شکل بگیرد،هیچ وقت اتفاق نمی افتد.
عباس گلستانی:شعرهای ناصری به جنون می رسد و هر جا جنون باشد دیگر تفکری وجود نخواهد داشت. آیا شعری بدون زبان سراغ داریم. بین شعر محور بودن و مخاطب محور بودن تفاوت بسیار است.
رئوف عاشوری: در این جلسه درباره ی زبان بسیار صحبت شد،منظور کدام زبان است؟ آیا زبان خودش را نفی می کند؟این شعرهای ناصری چرا نمی توانند شعرهای زبانی باشند؟چه کسی حکم کرده که شاعر باید متفکر باشد. شاعر نمی تواند متفکر باشد.


ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 1008
بازدیدکنندگان ديروز : 1314
بازدیدکنندگان در هفته : 10512
بازدیدکنندگان در ماه : 39609
بازدیدکنندگان در سال : 484426
کل بازدیدکنندگان : 1472219
کاربران آنلاین : 95