یادداشتی بر مجموعه داستان «پستوی زرین» نوشته‌ی محمود بدرطالعی

تجربه ای نو  
یادداشتی برمجموعه داستان«پستوی زرین»نوشتۀ محمود بدر طالعی
نرگس مقدسیان
ازمحمود بدر طالعی نویسنده پیشکوت گیلانی تا کنون کتاب های ساتل میش،بمباران،در تاریکی،گفتیم بهارآیدوعیشی بکنیم،چه روزی چه آفتابی،دایره های آبی،یادداشت های آقای ضیابری منتشر شده است
پستوی زرین مجموعه داستانی است که در سال 1390 انتشار یافته است.این کتاب شامل 17 داستان کوتاست که با زبانی ساده وروان روایت و تصویر، وگاه توصیف می شود.
به طور کلی نگاه نویسنده در بیشتر داستا ن ها واقع گرایانه است. ساختار داستان ها ساده وپیچدگی چندانی ندارندوموضوعات از دل زندگی روز مره درآمده اند.
نوستالوژی وگرایش به طبیعت،تنهایی ،نابسامانی ها وناهنجاری های متعدداجتماعی،نامیدی وفراموشی بخشی از حافظه تاریخی  ،مسخ وسرگشتگی انسان ها از درونمایه برجسته این داستان هاست.
در داستان «برویم خانه عمو»که بیشترداستانی نمایشی است ودیالودگ ها بار روایت ومضمون را به دوش می کشند حکایت گرخستگی آدم ها ازتکرار روز مره گی وگرایش آنها به تنهایی وعزلت گزینی است.
داستان« به همین سادگی»که باز دیالوگ ها نقش مهمی دارند روایتگرسنت در کنار مدرنیته، نوستالوژی،گرایش وروی آوری آدم ها به آرامش طبیعت ودوری گزینی آن ها ازهیاهووآلودگی شهری است.
در داستان «تصادف» که داستانی حادثه وار وماجراداراست . براثر افتادن از هفت پله سنگی ،  بخشی از مغزراوی از کار افتاده،ولی احساس دارد سفارش 20جلد کتاب«شهر کف آلود» را می دهد وبا علی عمو(پدر داستان نویسی گیلان)که هفتاد سال است مرده حرف می زند..
داستان بازگو کننده فراموشی ،از یادبردن است.حکایت مختل شدن حافظه تاریخی،در شرایط عادیست. این که انسان در شرایط عادی گذشته خود ،تبار خودرابه فراموشی می سپاردو به یاد نمی آورد مگراینکه تصادفاً اختلالی در مغزش ایجاد شود تاآن بخش ازحافظه فعال شود بلکه عمو علی ها رایاد کند.
بعضی داستانها مثل «هفت خوان» و«باز نشسته»یا داستان بلند «زمستان همه فصل ها» بیشترتوصیفی است ساختار آنها حادثه ای وخطی است.
عصر تاریک» داستانی است که رخدادوکنش همراه  بافضاسازی بسیار خوب که گاه با فلاش بک های کوتاه به گذشته همراه است روایت گرنامیدی افسردگی وتنهایی مردی میانه سال است که سرگشته و خسته از همه چیز وهمه کس ، برای خود کشی به دریا می رود«در مصب رودخانه ودریا،آت واشغال ولاشه های مرده مرغ وماهی چوب های پوسیده وپاکت های سیاه وسفید پلاستکی،قاطی بوی شوردریا،مثل حجمی سنگین در فضا سنگینی می کند.
کفش ها را می کند.پا برهنه به سمت دایره های قرمز،که هر لحظه بالا کشیده می شود،حرکت می کند.
پشت سر-سمت راست-خیلی دور،ماهیگیران از میان دریا تورها را جمع می کنند»ص67

اما منصرف می شود وبه خانه برمی گردد درانتهای داستان از زنش می پرسد«کسی برام زنگ نزد؟می شنود «هیچ کس».داستانی که برشی از زندگی وروایت یک روززندگی شخصیت است که به خاطر ایجاز قوی ،خواننده صریحا نمی تواند به مضمونش دست یابد.

داستان «کلاغ »و«در ایستگاه »نیزاز داستان های قوی کتاب است که در این داستان ها نویسنده ازقالب های قبلی خود فاصله گرفته وبا استفاده از بستری نمادین وسورالیستی یارمزرازهایی که تداعی گرداستان های رئالیسم جادویی است شاهد داستان هایم هستیم که تاویل های متفاوتی از آن می توان داشت نه یک تاویل قطعی وتمام شده.

در داستان «کلاغ»
راوی ،  درتنهایی و انزوای اتاق، بین فضای مه آلود و سایه روشن خواب بیداری ،واقعیت وخیال شناور است.او تنها از طریق پنجره کوچک اتاقش نظاره گر وقایعی است که درجامعه می گذرد. .فضای هراس، رعب ووحشت از طریق نمادها ونشانه هایی چون برف،کلاغ ،روبان سرخی که کلاغ پیشانی پنجره می گذارد،.وتکه های چون دوچشم میشی وبراق،دوگوش گرم ونرم وخوش قواره که پوست صاف شان نشان جوانی است.وقلبی تپنده وگرم روی شاخه لخت درخت انجیرنشان داده می شود.
«سیاهی،نم نمک،سفیدی رادربرمی گیرد.کلاغ روی شاخه ی لخت روبه پنجره می نشیند.از پشت شیشه نگاه می کنم.چشم هایی لای منقار اوست.چشم هایی کوچک وظریف،با خون دلمه بسته»
ودر جای دیگر«به ایوان می روم سیگاری روشن می کنم.باد حلقه های آبی دود را پراکنده می کند.به درختِ لخت انجیرنگاه می کنم.کلاغ روی آن نشسته است.به پشتِ پنجره می آید.دوگوش قرمزراکه زیر پنجه هایش پنهان است،روی پیشانی پنجره می گذارد.صدای قار قارش بلند می شود.تکه ای صابون توی حیاط می اندازم.گوش هاگرم وزنده وخوش قواره اند.غضروف هایش کمی نرم شده وخاک مرطوب به آن چسبیده است.این چشم وگوش مالِِِ کیست؟پوست صاف شان نشان جوانی است.»
به نظرمی رسد راوی روشنفکریست که درهمان چار دیواری اتاق خود گاه از داشتن این چشم وگوش در هراس است .اوچشم ها می بیند که در خیابان تعقیب می شوند وبه دام می افتند.اومجبورمی شود چشم ها را درمایعی که گرد وغباررا به خود می گیرد در گیلاسی بلند بیندازد تا کمتر دیده شوند وگوش ها را در*سوره عصر کتاب مقدس بگذارد که انسان را به صبر وایستادگی در راه هدف فرا می خواند.
حالا که چشم هاوگوش ها به هم رسیده اند همه چیز را می بینند ومی شنوند اومجبور است که نبیند و  کورشود. پا برهنه با بدن لرزان ورنجور افتان و خیزان ، در سوز سرد زمستان راه دشوار زندگی را ادامه دهد.
راوی همچون پدرش که در بستر بیماریست، درک درستی اززمان ندارد. نمی داند صبح است ظهر است یا عصر.اوکه دائم در رعب ووحشت هراس سر می کند، گاه جیغ گوشخراش دختری را از عمق کوچه می شنودو گاه زنی را می بیند که پای دیوار همسایه گریه می کندوگاه یخ زده وسراسیمه دخترش رامی بیند که موهایش رااز ته زده شده.
«دخترم از مدرسه برمی گردد.لباس هایش را در می آورد.سرش از ته تراشیده شده وچشم ها مات وثابت به ناکجا آباد خیره اند.بغلش می کنم.سردم می شود.یخ می زنم.سراسیمه در مه غلیظی فرو می روم.کلید برق را می زنم روشن نمی شود.کبریت می کشم.کلاغ روی پیشانی پنجره بال بال می زند.»
فضای رعب ووحشت وگوتیگ موجود دراین داستان تداعی گربرخی ازداستان های آلن پو،یا داستان هایی چون خواب خون بهرام صادقی است.
می توان گفت تمثیل کلاغ  اینجاکارکردی، چون متون مقدس درهابیل وقابیل بازی می کند که مطلقاً شوم ومنفی نیست. چنانکه درمتون مقدس کلاغ نحوه خاک کردن و قبر کردن هابیل را یاد قابیل می دهد .در اینجا نیزکلاغ باحفظ نقش همان خبر چین خود ، سبب رازگشایی  بسیاری از اتفاقات و وقایع بیرون نزد راوی می شود.
به نظر می رسد وقتی که راوی به حقایقی چند  دست می یابد، جانی دوباره می گیرد.
«برمی گردم،با صدای جوان ومخملین.باغ ،سبز وروشن است.به خواب می روم»

به هرحال داستان «کلاغ»داستانی است لایه دار ومدرن که به سادگی نمی توان به مضمون آن دست یافت یا به مضمونی واحد وقطعی از آن رسید.
به طور کلی مجموعه داستان «پستوی زرین» به دلیل داشتن چند داستان متفاوت از نظرژانر،فرم وساختارمی توان اثری متفاوت از آثار پیشین نویسنده پیشکوت گیلانی شمرد که راه نویسندگی رااز دهه پنجاه شروع ونخستین اثرش بیش ازسی سال پیش منتشرشده است.
دی90
 

ارسال دیدگاه

: نام شما
: پست الکترونیک
: دیدگاه
: کد امنیتی

درباره‌ی خانه فرهنگ گیلان

خانه‌ی فرهنگ گیلان در راستای گسترش ارتباط با هنرمندان و هنردوستان داخل و خارج از مرزهای ایران و هم‌اندیشی با آنان در بخش‌های مختلف فرهنگی و هنری ، سایت اینترنتی خانه را نسبت به گذشته در سطحی پیش‌رفته‌تر با سازماندهی امور ...

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان امروز : 883
بازدیدکنندگان ديروز : 1047
بازدیدکنندگان در هفته : 9219
بازدیدکنندگان در ماه : 40419
بازدیدکنندگان در سال : 476194
کل بازدیدکنندگان : 1405788
کاربران آنلاین : 77